سلام

بعد از مدتها بار دیگر فرصتی حاصل شد تا نگاهی از سر یادآوری خاطرات به وبلاگ و مطالب آن داشته باشم. سرعت سریع تکنولوژی و ظهور پدیده های ارتباطاتی همچون انواع اپلیکیشن های ارتباطی مجالی باقی نگذارد تا وبلاگ خود را به روز نمایی نمایم. در این دوران پر سرعت کنونی که هر روز ارتباطات در آن با خلق و ایجاد راهی جدید رخ می نماید دیگر شاید دوران ارتباط از طریق وبلاگ به سر آمده باشد. اینک به مدد غول های بزرگ ارتباط از طریق تلفن همراه دیگر کسی به صفحات دگم و خشک وبلاگ ها کمتر نظری بیفکند و ارتباط کلامی و نوشتاری از طریق اپلیکیشن های متنوع همچون وایبر و لاین و واتس آپ و دیگر کانالهای ارتباطی در جریان است. در کمترین زمان ممکن یک مطلب در جامعه منتقل گردیده و به مدد گروههای پرجمعیت ایجاد شده در موبایل اخبار و اطلاعات و سرگرمی ها به اشتراک گذارده می شود.

باری اینک در این زمان که به مطالب گذشته خویش می نگرم گاه با تعجبی عظیم مواجه می شوم که آیا به راستی این مطالب از آن من است و من این سطور را به رشته تحریر درآورده ام و گاه تاسفی برایم ایجاد می شود که کاش به نوشتن و بازی با دگمه های کیبورد و صفحه کلید کامپیوترم ادامه می دادم.

از امروز که 25 روز از فروردین سال 94 گذشته سعی خواهم کرد هر از چندگاهی مطلبی قلمی کنم باشد که در گذر روزگار با رجوع به نوشتار خود لحظات شادی آفرینی برایم بار دیگر خلق شود.

یا علی

انرژی های درون ما

انرژی های درون ما

مطلب زیر را دوستم خوبم آقا مهدی برایم ارسال کرده بودند بسیار جالب بود بهتر دیدم دوستان هم از آن بهره مند شوند.


تمام اتفاق هایی که دور و بر ما میوفته، نتیجه ی انرژی هاست.

دوست مون انرژی!
شغل مون انرژی!
همسر مون انرژی!
اتفاقات، دونه دونه، انرژی!

قانونی داریم در فیزیک به اسم قانون "دوبروی"!

 قانون دوبروی به زبان ساده میگه که:

 هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.

 خودکار ، مداد، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چیز در حال ساطع کردن مداوم انرژی از خودشون هستند.

 این انرژی ها چه هستند؟ چه کار می کنند؟

بیمارستان میلاد تهران دوربینی رو خریداری کرده که از انرژی های اطراف بدن بیماران تصویر برداری می کنه و با توجه به تحلیل اون انرژی میشه تشخیص داد که عضو بیمار و گستردگی بیماری چطور هست.

در ادامه ویژگی هاله ها را بررسی خواهیم کرد! هاله های انرژی انسان دو ویژگی دارند که این دو ویژگی رو بقیه انرژی ها ندارند.
 
1) انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.

 اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
- "دل به دل لوله کشی شده!"

و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان. اصلا مهم نیست که من ایران باشم و طرف مقابل آمریکا باشه. در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی".
یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.
پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.
 
یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟

انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه تحلیلی که مغز شما از اون انرژی می کنه، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن "تله پاتی" که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن.

 2) انرژی من و شما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است.

اگر ما حالمون خوب باشه، اگر آرام باشیم، اگر داریم مهر ورزی می کنیم، اگر داریم لطفی می کنیم، اگر داریم دعا می خونیم

انرژی ما مثبت است.

اگر حالمون بد باشه، اگه داریم غر میزنیم، اگه داریم بد و بی راه میگیم، اگه عصبانی هستیم، اگه استرس داریم، اگه نگران هستیم، اگه اضطراب داریم

انرژی ما منفی است.

و اما انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی بکنه.

آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن - روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است.

 آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفی است.

 یکی از بحث های مهم موفقیت اینه که:

تا جایی که میتونی "از آدم های منفی حذر کن"

 و تا جایی که می تونی "بچسب به آدم های مثبت"

 چرا؟

چون انرژی اونها روی من و شما اثر می گذارد.

 آدم مثبت دیدی، چی کار می کنی؟ بچسب بهش!
آدم منفی هم دیدی، در رو!

 چون "افسرده دل، افسرده کند انجمنی را"

 یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو، بعد از یک ماه خودت هم راه میری، غر میزنی.

قدیم یه موضوعی بود به نام "مجاورت". اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده ای به نام "مرید و نوچه" دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بود؟
به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان!

 هاله های انرژی در پیرامون دو قسمت از بدن ما تراکم بیشتری دارند.
چشم ها و دست ها.

 دوست من زمانی که:
- حالمون خوب نیست
- عصبانیم
- غر میزنیم
چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.

دوست من وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه بشی.

 به محض اینکه شما با حالت منفی وارد خونه میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه منتقل می کنید. نتیجه این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر همدیگه یا هر کدوم خسته و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید!

 اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو.
 
یه خانمی در تهران تعریف می کرد می گفت:
"
من تو خونه مون یه دونه گلدون داشتم و این گلدون رو خیلی دوست داشتم. یه سفر 4 ماهه پیش اومد که من مجبور شدم برم آمریکا و به خواهرم گفتم من که میرم مسافرت تو هر روز بیا و این گلدون رو آب بده. خواهرم هم قبول کرد. من رفتم سفر و اومدم دیدم گلدون خشک شده! من به خواهرم میگم تو گلدون رو آب ندادی و اون میگه به خدا آب دادم!
"
من گفتم:
"
من حق رو به خواهرتون میدم. قول میدم که به گلدونه آب داده.
"
بعد از خواهرش پرسیدم:
"
خانم محترم، از خونه تون که بیرون میومدی و یه مسافت طولانی رو می رفتی که بری و یه گلدون رو آب بدی، خداییش چپ چپ گلدونه رو نگاه نمی کردی؟
"
خواهرش گفت: "دقیقا یه همچین حالتی داشتم."
گفتم "شما با انرژی منفی چشمت، گل رو خشک کردی!"

 عکس این هم صادق است.
وقتی حالمون خوبه، چشم های ما دروازه انتقال انرژی های مثبت است.
وقتی حالتون بده، به عزیزاتون نگاه نکنید.
وقتی حالتون خوبه، تا می تونید به عزیزاتون نگاه کنید.
 
هلند بزرگترین صادر کننده ی گل جهان است. دانشمندای هلندی تستی رو انجام دادن. بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتن شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید.

دیدند جاهایی که بچه ها رو بردن و بچه ها اونجا بازی کردند، گل های اونجا هم با نشاط تر شدند و هم شاداب تر، و زود تر هم رشد کردند. نتیجه ی تحقیقات شون رو به دولت هلند اعلام کردند.

 هلند بخشنامه ای رو داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، مهد کودک رو تعطیل کنه و بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل و بچه ها اونجا بازی کنن.

 دوستان عزیز، چشم های ما اگه حالمون خوب باشه، دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمون بد باشه، دروازه ی انتقال انرژی منفی است.

و اما چشم زخم چیست؟

وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون می خوایم نشون بدیم حالمون خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم!

به موضوع چشم زخم در دین مبین اسلام و در بعضی روایات بزرگان اشاراتی شده است .

 بخشی از این چشم زخم،از نظر علمی نیز بوسیلة سیاله مغناطیسی مخصوصی که از چشم بیرون می‌پرد، قابل توجیه می‌باشد، هر چند عوام الناس آنرا با مقدار زیادی از خرافات آمیخته‌اند.»

اثر عمیق چشم در دیگران که موجب هلاکت یا بیماری آنها شود از نظرعقلی محال نیست. چه اینکه بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشم‌ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده که کارایی زیادی دارد حتی با تمرین و ممارست. می‌توان آن را پرورش داد. خواب مغناطیسی از طریق همین نیروی مغناطیسی چشم‌هاست.

مثلا:
من یه نوزاد دارم، هر چی میدم میخوره، لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون! مثل آدم های استخونی. میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن نوزاد من، ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی ها! میرم لپش رو میکشم و میگم "تپل مپل عمو چطوره؟" ولی تو دلم میگم "بچه بترکی! چی میدن تو میخوری!

 وقتی از درون حالتون بد باشه و از بیرون بخواید نشون بدید که حالتون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنن.

 
من 20 ساله کارمند یک اداره ام. همین جور کارمند موندم. پسر عموم 5 ساله اومده توی اون اداره استخدام شده. پسر عموی من پارتی داره توی اون اداره و بعد از 5 سال بهش حکم "معاون مدیر کل" دادن! من 20 ساله اونجام ولی هنوزم کارمندم! از این گل ها دیدین که انقدر بزرگه که آدم پشتش دیده نمیشه! یه دونه از اون گل ها میخرم و میرم دم در اتاق پسر عمو، در میزنم میگم:
"پسر عمو مبارکه! حقت بود! لیاقتش رو داری! خدا رو شکر یکی از خاندان ما به جایی رسید!"
تو دلم دارم چی میگم؟ "بمیری الهی! حق من رو خوردی!"

 زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم "چشم زخم"!

 دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم! مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت 80 کیلومتر میره نگاه می کنن و قطار یه دفعه متوقف میشه!  این توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است!

 پس چشم زخم وجود داره برای رفع این چشم زخم چه بکنیم؟

بعضی ها میگن نعل اسب به خودت آویزون کن!
بعضی ها میگن عینک به خودت آویزون کن!
بعضی ها میگن نمک بزار تو جیبت!
بعضی ها ...
بعضی ها ...
بعضی ها ...

 
و اما انرژی دست ها

بیشترین مقدار انرژی در دست ها است. بیشترین مقدار انرژی رو اول دست ها دارن و بعد چشم ها. تا به حال کسانی رو که انرژی درمانی می کنن دیدید؟

با چی انجام میدن؟
با دست.
چرا؟
چون بیشترین مقدار انرژی در کف دو دست است.

ما وقتی یه جایی از بدن مون درد می گیره، روش دست میزاریم و بعدش هم درد مون آروم میشه.

در حقیقت خودمون داریم به خودمون انرژی میدیم، بدون اینکه متوجه بشیم!

در آمریکا یه عده نوزادانی رو انتخاب کردن و به مادرها شون گفتن که روزانه حداقل 20 دقیقه این بچه ها رو نوازش کنید.
بچه هایی که نوازش میشدن، نفخ شکمشون، بی تابی هاشون، چیزهایی که بچه های کوچک رو در این سن اذیت میکنه و باعث گریه شون میشه، به شدت کمتر از بقیه بچه ها شد!

دوستان بچه هایی که زود به دنیا میان رو میگن "نارس" و این بچه ها رو میزارن توی دستگاه تا به رشد مطلوبی برسن و زنده بمونن. اما متاسفانه بیشتر این بچه ها می میرند!

در آمریکا تحقیق جالبی شد، از مادران بچه های نارس خواستند که روزانه در کنار محفظه ی شیشه ای قرار بگیرند و از سوراخ هایی که در محفظه وجود داره سر و بدن بچه شون رو نوازش کنن.
نتیجه تحقیق نشون داد که مرگ و میر بچه های نارسی که توسط مادرشون نوازش میشدن فوق العاده کمتر از بچه های نارسی بود که نوازش نمی شدند!
چرا؟

چون این بچه ها انرژی مثبت رو از طریق دست های مادرانشون دریافت می کردن. و این قضیه به صورت کاملا علمی اثبات شده که نوازش سر کودکان در رشد مغز اون ها شدیدا تاثیر مثبت دارد.

التماس دعا

التماس دعا

صبح جمعه ای دیر متفاوت با جمعه های دیگر فرا رسیده است. تا ساعاتی دیگر با پرواز تهران نجف به عراق این سرزمین زخم خورده و نفرین شده تاریخ  از زمان سومر تا کنون خواهم رفت. از زمانی که متصدی آژانس هواپیمایی با التماس دعایی کارت پرواز و مدارک خروجی را به من داد تا الان هر که می فهمد مسافرم التماس دعای خاصه دارد. یکی شفای مریضی مادر طلب می کند و دیگری حل مشکل مالی ... چندنفری هم پول داده اند تا در صحن حضرت ابوالفضل وحضرت علی و امام حسین بریزم.

حامل درخواست های بیشماری هستم.

یا حسین

جمعه 6 دیماه 92

صدقه پنهانی

مطلب پیش رو را یکی از دوستان خوبم در صفحه facebookش به اشتراک گذاشته بود بسیار انسانی و عالی:

یک روش خوب برای دادن "صدقه پنهانی"------به بقالی ها و سوپرمارکت های محل های فقیر نشین برید و از مغازه دار بخواهید دفتر بدهی های مشتریان رو بهتون نشون بده ......
بدون شک زنان بیوه و فقیرانی را خواهید یافت که اجناس و مایحتاجشون رو بصورت نسیه میخرند .و صبر میکنند تا حقوقشون رو دریافت کنندو یا اینکه از جایی بهشون کمک برسه ، خواهید دید حجم بدهی هاشون در دیدگاه شما بسیار کم خواهد بود ولی برای آنان بار سنگینی در زندگیشان هست .بدهی هایی که قادر هستید رو بپردازید ، حتی اگر توانستید جزیی از اون رو پرداخت کنید .هر ماه این کار رو در مغازه های مختلف تکرار کنید تا این خیر شامل تعداد زیاد از خانواده ها شود .برای اطمینان از صاحب مغازه از چند نفر محلی درباره اش بپرسید...اگر حتی قادر به اینکار نیستید این ایده و فکر رو به دیگری بگید شاید دیگری آنرا عملی کند ...

بسته روزانه شماره 10

اول- عزاداری میلیونها عاشق خاندان علوی برای سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یاران شهیدش همچون سالهای پیش در سراسر ایران و اقصی نقاط جهان برگزار گردید تا ندای هل من ناصر ینصرنی آن امام همام هیچگاه خاموش نگردیده و حرکت در مسیر این چراغ هدایت و کشتی نجات همچنان ساری و جاری باشد. امید است با استعانت از خداوند متعال ما نیز توان خدمتگذاری در این ایام به عزاداران آن بزرگوار را داشته باشیم.


دوم- ایام تاسوعا و عاشورا به گمانم تنها ایامی است از سال که امکان زیارت دوستان قدیم و جدید برای انسان در حسینه ها و تکایا فراهم می باشد . امسال نیز تعداد زیادی از دوستان و آشنایانی که حتی در ایام عید نوروز امکان دیدارشان فراهم نمی باشد را در تکیه مسجد جامع محل دیدار کردم و جانی دوباره گرفتیم. پس از عزاداری روز عاشورا و بازگشت به محل موردی که مدتهاست ذهن بنده را درگیر نموده با تعدادی از دوستان در میان گذاشتم که با استقبال دوستان همراه گردید. باتوجه به اینکه دهه اول محرم دهه امر به معروف و نهی از منکر می باشد پیشنهاد کردم با توجه به اینکه خدمت به خلق از برترین امر به معروف ها می باشد کمیته ای از کارشناسان و متخصصان و تحصیل کردگان محل تشکیل گردیده و در صبح روز تاسوعا که تقریبا دوستان مشغله خاصی نداشته در مسجد جامع امیرالمومنین روستای خطیرکلا در غرفه هایی که از قبل تدارک دیده می شود به صورت رایگان به مشاوره به هم محلی ها و دیگر مردم روستاهای اطراف در زمینه های کاری خود بپردازند. این کار نیاز به هماهنگی های تقریبا بسیار زیادی دارد که در بازه 350 روزه باقیمانده تا تاسوعای سال آینده باید تدارک دیده شود.

باتوجه به اینکه در صحبتی که بنده با حاج آقا علیپور داشتم ایشان از این طرح استقبال کرده و بیان داشتند بیش از 6500 شماره موبایل از هم محلی ها را در بانک اطلاعات روستا جمع آوری نموده اند لیکن بازهم باید با برگزاری جلسات جامع و گسترده و مداوم اطلاعاتی از محل کار و سمت و تحصیلات فارغ التحصیلان کل محل جمع آوری نموده و طی یک دعوتنامه رسمی از تک تک دوستان جهت همکاری در این طرح جهادی دعوت بعمل آورد. قبل از آن با هیئت امنا مسجد جلسه ای برقرار گردیده و ابعاد طرح جهت همکاری آنها برایشان تشریح و از آنها جهت همکاری دعوت بعمل آید. در ضمن با مشخص نمودن یک کادر اجرایی مدیریتی و تدوین وظایف تک تک افراد این کادر در بازه های یک ماهه جلسات متناوبی جهت هماهنگی برگزار گردد. در ماههای منتهی به محرم سال آینده این جلسات احتمالا در بازه های زمانی کوتاهتری برگزار خواهد گردید. طبق اطلاعاتی که بنده بدست آوردم هم اکنون ما در محل افرادی در رده های بالای مدیریتی کشور و استان و شهرستان داریم که در سازمانها و ادارات مختلف مشغول به کار می باشند. تعداد شش پژشک متخصص و عمومی و تعداد بیش از ده مدیر ارشد و تعداد صد کارشناس و دهها استاد در دانشگاهها هم اکنون از بچه محلها و فارغ التحصیلان آن مشغول خدمت می باشند. 

ارائه مشاوره های رایگان در حوزه کشاورزی و باغداری، مخابرات و برق و آب، اخذ مجوزات بهسازی و نوسازی مسکن روستایی، خدمات نظام وظیفه ، پرسش به سوالات مذهبی و اعتقادی، چکاپ و معاینه افراد روستا و پاسخ به سوالات مالیاتی و دارایی افراد، مشاوره های حقوقی ، مشاوره های تحصیلی در رده های کارشناسی، ارشد و دکترا، مشاوره کاریابی ، مشاوره های روانشناسی ، برگزاری کارگاه های خانواده و ازدواج سالم و ... دهها موضوع دیگر می تواند در این جهاد یک روزه به مراجعه کنندگان ارائه گردد.

باتوجه به اینکه تعداد زیادی از فارغ التحصیلان محل از بانوان و خواهران عزیزمان می باشند حتما باید در این طرح حضور این گروه از بچه های محل دیده شود و منحصر به آقایان نباشد. باتوجه به اینکه تعداد زیادی از خواهران من در روستا با افرادی ازدواج نموده اند که از بچه های روستای خودمان نمی باشند و از آنجایی که یک خطیرکلایی هرکجا که هست با توجه به روحیه والا و روح بزرگ شان باید منشا خیر و برکت باشند در این طرح از تمامی این دسته از خواهران که همسرانشان دارای مرتبه و موقعیتی هستند که امکان خدمت گذاری دارند تقاضا شود به همراه همسرانشان در این طرح شرکت فرمایند تا از خدمات و مشاوره های آنها بهره مند گردد. البته این موضوع برای آقایانی که همسرانشان از محلی خارج از روستای خطیرکلا می باشد نیز درخواست می گردد. در هرصورت این طرح بدون همکاری و حضور خواهران تحصیلکرده محل ابتر بوده و ناقص اجرا می گردد و همراهی همه افراد محل را می طلبد.

با اجرای این طرح جهادی که در خیلی از نقاط کشور اجرا می شود هم همدلی و اتحاد بین افراد محل بیشتر شده و هم بصورت رایگان تمامی افراد محل امکان بهره مندی از خدمات و مشاوره فرزندان محل که محل برایشان هزینه نموده تا به این درجه رسیده اند برخوردار خواهند شد و هم یکی از پیام های عاشورا که همانا برپایی امر به معروف می باشد از این طریق پیگیری خواهد شد. موفقیت اجرای این طرح منوط به همکاری و همراهی تمام افراد دخیل در روستا و فارغ التحصیلان خواهد بود. هم اکنون شناسایی توانمندیها و قابلیت های فارغ التحصیلان محل اولویت اول اجرای این طرح خواهد بود.

دعوت از بزرگان محل در پیشبرد طرح بسیار با اهمیت و موثر خواهد بود. اتحاد و همدلی همه افراد محل بدون تنگ نظری نام خطیرکلا را به عنوان یگانه روستای منطقه با مردمانی با طبع بلند در کل کشور طنین انداز خواهد نمود. دعوت از صداو سیما جهت ثبت این عمل بزرگ و انتشار آن از طریق شبکه استانی و کشوری یکی از برنامه های ستاد اجرایی این طرح باید باشد. امیدوارم با اجرای این طرح در روز تاسوعای سال آینده و تداوم آن در سالهای آینده ثواب اجرای این طرح برای تمامی افراد دخیل ثبت گردد و یادگاری برای آیندگان باشد.

امید است اولین جلسه اجرای این طرح حداقل پیش از پایان پاییز همین امسال اجرایی گردد. ان شاء ا...

سوم- یکی از موضوعات دیگری که به نظرم جالب بود و اجرای آن باعث ارتقای سطح دانش و فهم عزاداران حسینی در موضوعات مختلف در محل می شد انتخاب ده موضوع مختلف و انتخاب ده نفر از فارغ التحصیلان محل جهت ارائه آن در ده شب محرم در حسینه بصورت ارائه سمینار با بررسی و تحقیق کامل در آن زمینه و موضوع مورد نظر می بود. ده نفر انتخاب گردند و موضوعات مورد نظر در زمینه های مذهبی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی و... به آنها ابلاغ و از آن خواسته شود نظر خود را با کسب اطلاعات و تحقیق کامل در شبهای مشخص که برایشان مشخص گردیده بعد از سخنرانی حاج آقا و سینه زنی در مدت 20 تا 30 دقیقه ارائه دهند.هدف از برگزاری و نشست ها در ده شب محرم تنها بر سر و سینه زدن مختصر و میل نمودن شام نیست در واقع این اجتماع صورت می گیرد تا سطح درک و فهم افراد از مسایل روز نیز بالاتر رود.تعدادی از موضوعاتی که می شود در این ده شب افرادی را ماموربررسی و ارائه آنها قرار داد می تواند موارد زیر باشد:

1-      تحریف های عاشورا

2-      زیارت عاشورا و علل سب و لعن های بیشمار آن

3-      علل افزایش بیش از حد طلاق در روستا

4-      علل خرابی محصول مرکبات و عدم توفیق در نگهداری آن در انبارها تا شب عید

5-      علل افزایش سرطان خون در روستای دیودشت در میان جوانان (با توجه به نزدیکی با خطیرکلا)

6-      انرژی هسته ای آری یا خیر؟( بررسی مسایل سیاسی کشور)

7-      سبک زندگی علوی

8-      ...   

  این موضوع نیز می تواند در برنامه های فرهنگی هیئت امنای محل قرار گیرد و همه افراد با دید مثبت به اجرای این طرح بنگرند و اختلاف دیدگاه مانع ارائه این طرح نگردد.

یا علی

یا حسین


یا حسین
روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
نیزه‌ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه
این چه خورشیدِ غریبی است که با حالِ نزار
پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه
باغبانی است عجب، آن که در آن دشتِ بلا
به خزانی ثمرش رفت، ولی قولش نه!
شیرمردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار
دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!
جان من برخیِ «آن مرد» که در شط فرات
تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه!
هر طرف می‌نگری نامِ حسین است و حسین
ای دمش گرم! سرش رفت، ولی قولش نه!


پی نوشت: قسمت نبود عاشورای امسال در کربلا باشم ولی شاید تا اربغین مقدمات فراهم شد.
التماس دعا

آیا زمان برقراری تماس دوم مابین روحانی و اوباما فرا نرسیده است؟

عرصه سیاست عرصه بده و بستان است و این منافع هر کشور است که اساس دوستی ها و دشمنی های یک کشور با دیگران را مشخص می سازد.هیچ کشوری نه دوست دائمی در عرصه مناسبات سیاسی خود با جهان خارج دارد و نه دشمن دائمی. با این پیش فرض می شد متصور بود که روابط سرد ایران و آمریکا نیز یک روز به پایان خود خواهد رسید. تابوی عدم رابطه با آمریکا پس از 35 سال عاقبت امسال با برقراری تماس تلفنی مابین روحانی و اوباما روسای ایران و آمریکا شکسته شد و باتوجه به لحن مثبت دوطرف امیدواری ها به برقراری رابطه و برطرف شدن مشکلات دوطرف زیاد گردید.البته تندروها در هر دو کشور اعتراض خود را به طرفین مکالمه بیان داشته و حتی فشار خود را گام به گام بیشتر و بیشتر نمودند. مطمئنا این تماس نمی توانست بدون آگاهی و اطلاع مقامات عالی کشور صورت پذیرفته باشد و مواضع ریاست جمهوری نیز همان مواضع رهبری بوده است. به نظر باب گفتگوهای مثبت و سازنده  باز شده است. با توجه به چراغ سبزی که رهبری پیش از شروع گفتگو ها به تیم دیپلماسی نشان داده بودند و اصطلاح " نرمش قهرمانانه"  را در خصوص این گفتگوها به کار بردند این گفتگوها آغاز گشت.

پس از بازگشت رییس جمهور از سازمان ملل موج حملات جناح مخالف و تندوران داخلی به گفتگوی تلفنی دو رییس جمهور آغاز گردید و با سکوت رهبری هر روز بر وسعت آن افزوده گردید لیکن در آخرین بیانات رهبری در دیدار دانش آموزان و دانشجویان با ایشان ، ایشان بار دیگر از تیم دیپلماسی حمایت نموده و از آغاز مذاکرات- با توجه به بدبینی به طرف غربی- اظهار خشنودی فرموده و نفع آن را بیش از ضرر آن دانستند. به نظر می رسد با حمایت رهبری که باید علی القاعده فصل الخطاب تمام بحث ها در خصوص تیم دیپلماسی و مذاکرات می باشد توپخانه مخالفین فعلا خاموش گردد و حمایت ها بیش از گذشته از مذاکرات و تیم دیپلماسی صورت گیرد و صدایی واحد از تهران به جهان مخابره گردد که تمامی ملت پشتیبان سربازان عرصه دیپلماسی کشور هستند و سخن آنان سخن ملت و رهبری می باشد.

با توجه به این حمایت ، به نظر می رسد با تعامل با رهبری و حفظ اصول، اینک زمانی است که بار دیگر تماس مستقیم با ریاست جمهوری ایالات متحده برقرار گردیده و خطراتی که از جانب غرب و آمریکا، مذاکرات را که در شروع باروری و به نتیجه رسی می باشد تهدید می نماید یادآوری نمود.با توجه به اینکه دفعه قبل اوباما چراغ اول در ارتباط مستقیم و تماس تلفنی را روشن نمود می شود انتظار داشت در پاسخ به آن حرکت اوباما این بار روحانی پیش قدم گردیده و تماس با کاخ سفید را برقرار نماید. بی پرده همگان بخوبی می دانند که کلید حل مشکل برنامه اتمی ایران در دستان آمریکاست و تمام جهان چشم به آمریکا دوخته اند. اینک مذاکرات نیاز به کاتالیزورهایی دارد که باعث گردند اعتماد آسیب دیده دو طرف سریعتر ترمیم گردد و مذاکرات در ریل خود به جریان بیفتد. کاتالیزور طرف ایرانی می تواند ارائه برنامه ای جدید برای برطرف نمودن حساسیت و تردیدهای طرف غربی و باز نمودن دربهای تاسیسات هسته ای بر روی کارشناسان سازمان های بین المللی و ممانعت از پنهان کاری جهت ارائه اطمینان به جامعه بین المللی از بابت صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران می باشد و کاتالیزورها از جانب غرب و بخصوص آمریکا همانا برداشتن تحریم ها ولو بصورت گام به گام در مرحله اول و سپس برقراری رابطه مستقیم و سفارتخانه  در دو کشور برای انتقال پیام ها بصورت بلاواسطه می باشد. این مطلب باید حتما از جانب ریاست جمهوری کشورمان که اینک حمایت رهبری و آحاد ملت نیز پشتیبان اوست به اوباما منتقل گردیده تا جدیت کشورمان را از پایان دهی به مشاجرات هسته ای در مذاکرات نشان دهد.

فرصت اندک است و نباید از تک موقعیت هایی که برای گشودن دربهای کشور بر جامعه جهانی گشوده می شود غفلت نمود. تماس مجددو برقراری مکالمه چندباره بین دو رییس جمهوری تداوم خواست و جدیت ملت و دولت ایران جهت برطرف نمودن کدورت ها را به جهان مخابره می نماید و نباید از اندک مخالفت های داخلی هراسید زیرا دست خداوند با جماعت است و این زمان زمانی است که ملت یکپارچه از مذاکرات مستقیم دو کشور حمایت می نمایند.

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن دختـــــــــــر چشم آبی گیسوی طلایی
طناز سیه چشــــــــــم چو معشوقه من نیست
آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی است که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی وخانه به دوشی چه بلاییست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست.
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست.
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست.
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهرعظیم است ولی شهرغریب است

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست


دکتر خسرو فرشیدورد

بسته روزانه شماره 9

اول- دیشب به همراه خانواده به دیدن فیلم دربند آخرین ساخته پرویز شهبازی به سینما آزادی رفته بودیم. با توجه به اینکه این فیلم یکی از دو کاندیدای ارسال به مراسم اسکار امسال بود و البته در رقابت نهایی با گذشته فرهادی شکست خورد و به دو دلیل که اولی با توجه به ادعاهای امیر سمواتی تهیه کننده فیلم که این فیلم را مستحق حضور در اسکار می دانست و دوم کسب جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل زن از جشنواره فیلم فجرتوسط سرکار خانم پگاه آهنگرانی و بهترین کارگردانی توسط پرویز شهبازی  بسیار مشتاق دیدن فیلم بودم. از فیلمهای قبلی پرویز شهبازی ، فیلم نفس عمیق را دیده و پسندیده بودم.

فیلم داستان دختری شهرستانی بنام نازنین است که در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شده است و به دلیل نبود خوابگاه ، ناگزیر با دختری به نام سحر که در مغازه عطرفروشی مشغول به کار می باشد هم خانه می گردد. سحر دختری عیاش و پسر بازی است که کلید خانه او را پسران مختلفی دارند و به راحتی به خانه او رفت و آمد می کنند و او از نازنین نیز می خواهد در پارتی های هر شبی او حاضر باشد. نازنین که برای کسب درآمد و پرداخت اجاره خانه مجبور است روزها به تدریس خصوصی نیز بپردازد عاقبت از وضعی که سحر برای او به وجود آورده فوران می کند و با او درگیر می شود و از خانه خارج می شود. پس از اظهار پشیمانی سحر بار دیگر او به خانه باز می گردد لیکن در شب بازگشت مجدد به خانه ، او سحر را در وضع خونریزی شدید می بیند و ... روز پس از بازگشت هم از آگاهی بدنبال سحر آمده و او را می بند و پس از پیگیری نازنین ، مشخص می شود که سحر از بابت سفته هایی که نزد فردی دارد و قادر به پرداخت نمی باشد به زندان افتاده است با پیگیری نازنین و اظهارات سحر مبنی بر داشتن پول در حساب بانکی، نازنین می پذیرد که سفته های جدیدی به طلبکار با امضای خودش بدهد لیکن پس از آزادی سحر اتفاقات دیگری رخ می دهد و بهتر است خودتان فیلم را ببینید و قضاوت کنید.

فیلم داستان اعتمادهای نابجا به افراد است.. متاسفانه  در بعضی از سکانسها روابط افراد دارای تعریف مشخصی نیست و روابط بین عوامل داستان و داستان به نظر غیر منطقی می نماید. به نظرم فیلم دارای آن وقار و وزانت نیست که به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار حاضر شود.همچنین نوع بازی و سبک بازی پگاه آهنگرانی لایق کسب جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن  نبود. اگر این به واسطه این بازی بخواهند به کسی جایزه بهترین بدهند باید به بازی باقی بازیگران در فیلمهای دیگر شک کرد که آنها چه بودند.

به هرحال ، با تمام کاستی های فیلم در پایان دیدن فیلم به شما حس بدی از بابت اتلاف وقت دست نمی دهد لیکن در بعضی از سکانس های فیلم کل جمعیت سینما میخکوب شده بودند و حس تعلیق فیلم کاملا بینندگان را مسحور خود می کرد.

دربند فیلم خوش ساختی است که بازیگر نقش اول آن لیاقت کسب جایزه برای این فیلم را داشت. نام نازنین بیاتی را مطمئن باشید در آینده بسیار خواهید شنید.

دوم- از صبح درگیر شهادت در دادگاه برای رهایی بنده خدایی از گرفتاری بودم. سیستم لخت و کند دادگستری ما که کم ، کم برای یکصد سال قبل و دوران مرحوم داور است انسان سالم را مریض می نماید تا چه برسد به آدم های ناراحت.برای یک شهادت ناقابل 4 ساعت علاف شدیم تا کارمان پیش رود.

بسیار خسته شدم.شاید در مقالی دیگر در این خصوص بنویسم.

یه شعر فولکلور مازندرانی

اینم یه شعر فولکلور اصیل



اتا مردي بيه بز داشته
كلاه قرمز داشته
شسته قایده راغون داشته
همه شو ميهمون داشته
هر جا شیئه گوز خوارده
باکله ره با پوست خوارده
پیر زنای قرقری
وک دین
گوئه لاقلي
 وک بکُرده بِمپری
وک بيه برمه گلي
وک بورده شاه پلي
شاه دیه نماز کرده
چک چکه دراز کرده
شه ریشِ مرقاض کرده
 شاه باوته جان خاخر
برمه نكن ثوابه
 وچونه دل كبابه
وچون بوردنه گدايي
نيتنه پول شاهي
بیتنه قندو چایی
مِرِه بَزِنی شونگ کِمِّه
گلدسته افشون کِمِّه
گلدسته نازِ گِرِه
گوشواره سازِ گِره
ها سگ سگو ،
 ها كيش كيش
گوز به علي خان ريش
 علي خان دوش فیهِ
لِک لِک كارده شیه
شيه همه گتنه
وه كيه؟ ماجان گته مه شيه
مه پلا و خرشیه
...

بسته روزانه شماره 8

اول- خالد مشعل رییس دفتر سیاسی جنبش حماس پس از دوسال بار دیگر عزم سفر به ایران کرده است. عملا پس از انقلابهای عربی که در چندین کشور عربی به راه افتاد و تا حدودی جنبش اخوان المسلمین که حماس نیز جزیی از آنها به شمار می رود بر مسند امور این کشورها قرار گرفت حماس کم کم از ارتباط با ایران پا پس کشید و در دامن کشورهای منطقه قرار گرفت تا جاییکه دفتر خود را به قطر انتقال داده و با سران مصر و ترکیه پالوده می خورند. رهبران حماس از اسماعیل هنیه تا خالد مشعل به سبب همان ذات فلسطینی بودن خود که خیانت در خون آنان جاری است تمام کمک ها و حمایت های ایران و سوریه را در تمام سالهای گذشته و در جنگهای 33 روزه و 8 روزه فراموش کرده و خود را نه در محور تهران می دانند و نه در محور سوریه بلکه خود را متعلق به آزادیخواهان کشورهای عربی می دانند و با این استدلال به صف مخالفان حکومت سوریه می پیوندند و در جبهه مخالف ارتش سوریه به مبارزه با آنان می پردازند. همین جناب خالد مشعل که بارها در ایران به محضر رهبری رسیده و ابراز ارادتهای سوزناک شان نقل محافل عام و خاص بود پس از گردش ترکیه به سمت اخوان المسلمین شتابان به استانبول رفته و به دست بوسی اردوغان پرداخته و ایشان را یگانه رهبر واقعی جهان اسلام اعلام می دارند.

آخرین بار دو سال پیش ، مشعل به ایران آمد و به مانند همیشه، مورد استقبال گرم مقامات ایرانی قرار گرفت، اما آنچه او در این دو سال کرد و آنچه گفت، مصداق بارز نمک خوردن و نمکدان شکستن بود؛ امری نکوهیده و ناپسند که خود او در ‌این دو سال بهتر از همه، میزان این ناسپاسی را می‌داند.

خالد مشعل پس از سرنگونی محمد مرسی تاکنون حرفی نزده است. او در دوحه و در ویلایی که سران قطر به او داده‌اند زندگی می‌کند و دلداری‌های نخست‌وزیر خودخواه ترکیه هم نتوانسته او را از کنج عزلت بیرون بیاورد. مشعل که چند سال پیش در دانشگاه تهران به طور ضمنی از حمله ایران به رژیم صهیونیستی انتقاد کرده ‌و از ایرانی‌ها خواسته بود تا اسرائیل را بر سر فلسطینی‌ها خراب نکنند پس از آن همه خرابکاری در سوریه و وارد کردن اعضای حماس و گردان‌های قسام به درگیر‌ی‌های این کشور، اکنون که بوی شکست به مشامش رسیده، مسیر بادبان را عوض کرده و می‌خواهد با‌‌ همان زبان پر از تملقش به تهران بیاید که گذشته‌ها گذشته است و روابط تهران ـ غزه دوباره باید تجدید شود و آنچه روی داده، ‌یک سوء‌تفاهم بوده است!مشعل در حالی راهی تهران می‌شود که هنوز تیپ احفاد الرسول که با پول قطری‌ها و عضویت اعضای حماس تشکیل شد در سوریه در حال نبرد با ارتش و ملت سوریه است.

در هرصورت مقامات کشورمان باید آنچنان که در خور خالد مشعل و اعضای کادر رهبری این جنبش ورشکسته سیاسی است با آنان برخورد نموده و شرط اصلی ارتباط با این جنبش را برکناری خالد مشعل و اسماعیل هنیه از کادر رهبری حماس بدانند.

در نهایت باید گفت مشکلات اقتصادی ما آنچنان زیاد است که دلاری باقی نمی ماند که هزینه خوشگذرانی های عناصر فاسد و دوروی حماس گردد و باید ضرب شست جمهوری اسلامی را اعضای حماس بچشند تا همه بدانند مصالح عمومی جمهوری اسلامی قابل مصالحه و بازی نمی باشد.

دوم- به نظر می رسد داستان یارانه های دولتی به انتهای داستان خود نزدیک می شود و کفگیر دولت به ته دیگ خالی بانک مرکزی خورده است و باید از همین حالا زمزمه های شمارش معکوس کنار گذاشتن این طرح را شنید. پس از بررسی طرح کنار گذاشتن سه دهک از یارانه بگیران ف بار دیگر طرحی دیگر در دست بررسی است که امکان سه ماه کردن پرداخت یارانه ها را در دست بررسی دارد. سیاست های کلان اقتصادی کشور که در بازهای پنج ساله و بیست ساله و پنجاه ساله تدوین می شوند اکنون با فشارهای وارده از جانب تحریم به نظر می رسد که دچار تلاطم گردیده ومورد بازنگری قرار می گیرند.به نظر این حقیر اگر یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری در دوران تبلیغات انتخابات فقط به این نکته اشاره می کرد که خواهان برچیدن بساط یارانه ها در عوض برگرداندن قیمتها به دوران قبل از یارانه ها بود موفقیت قابل توجهی در انتخابات به دست می آورد.حال باید دید مردمی که به دریافت یارانه عادت کرده بودند با داستان کنار نهادن یارانه چگونه کنار می آیند و چه می کنند.


بسته روزانه شماره 7

اول- محمد حسین جعفریان نویسنده و مستند ساز ارزشمند ایران که در تمام سالهای دانشجویی در دهه 70 و پس از آن پیگیر مطالب ایشان در نشریه های داخلی از هفته نامه مهر تا روزنامه های آن زمان بودم یکی از بهترین شخصیت های مورد علاقه بنده در حوزه قلم می باشند و ارزش خاصی برای ایشان و نظراتشان قائلم.

من ایشان را با نوشته هایشان در نشریه مهر آن سالهای ابتدایی دهه هفتاد که یک نشریه هفتگی تمام رنگی با نویسندگان بیشماری با طیف فکری متفاوت از محمد حسین جعفریان تا ابراهیم نبوی و نیک آهنگ کوثر تا محمد علی زم وسیدعلی میر فتاح تا یوسف علی میرشکاک  و ... می شناسم و عاشق گزارشات ایشان از افغانستان بودم و هر هفته این مجله را که به سرپرستی محمدعلی زم و حوزه هنری چاپ می شد دنبال می کردم. قشنگترین بخش آن گزارشات که مرا مفتون شخصیت احمد شاه مسعود کرده بود شعر خوانی و حافظ خوانی مسعود با محمد حسین جعفریان بود و همچنین سقوط مزار شریف و کشته شدن صارمی خبرنگار و کارداران کنسولگری ایران در مزار بود. محمد حسین جعفریان با جادویی خاص در نوشته هایش آدمی را مفتون خود ساخته و میل به تعقیب موضوع لحظه ای رهایت نمی کند. محمد حسین جعفریان را در افغانستان بیشتر از ایران می شناسند این قدر که او سالهای بیشماری از عمر خود را در آنجا گذرانده است و حتی سلامتی خود را در آنجا از دست داده است. هماینک او هر روز ستونی ثابت در روزنامه تهران امروز و روزنامه جوان دارد و دغدغه هایش هنوز مسایل اجتماعی می باشد.برای ایشان آرزوی سلامتی و بهروزی در زندگی خواستارم .


دوم- تب استفاده از بازیکنان دوملیتی در تیم ملی فوتبال کشورمان اول بار در زمان برانکو ایوانکویچ سرمربی اسبق تیم ملی باب گردید لیکن در زمان او تنها فریدون زندی که آن زمان در کایزرسلاترن آلمان بازی می کرد به مجموعه بازیکنان تیم ملی افزوده شد.پس از رفتن برانکو این تب التیام نیافت و حتی افزایش یافت و در زمان مربیگری قلعه نویی و دایی و قطبی نیز این روند دنبال گردید لیکن تنها به همان فریدون زندی بسنده گردید و دیگر بازیکنان دو ملیتی هیچکدام حاضر به بازی در تیم ملی نگردیدند. پس از ورود کی روش به عنوان سرمربی تیم ملی به ایران و با توجه به جایگاه ویژه ایشان در فوتبال جهان ، حال بازیکنان دو ملیتی بودند که برای حضور در تیم ملی دست و پا می شکاندند و این اشتیاق پس از صعود به مرحله نهایی جام جهانی در برزیل بیشتر شعله ور گردید.پس از ورود کی روش ابتدا اشکان دژاگه از ولفسبورگ آلمان  و پس از او رضا قوچان نژاد از سنت تریدن بلژیک به تیم ملی دعوت شدند و حضور این دو در ترکیب تیم ملی ما که در دوران حضیض خود به سر می برد یکی از دلایل صعود تیم ملی بود . در همان زمان امید نظری نیز که در لیگ سوئد توپ می زند نیز به تیم ملی دعوت گردید لیکن هیچگاه به او بازی نرسید. اینک برای بازی با تایلند در دور مقدماتی جام ملت ها ، اسامی جدیدی از بازیکنان به گوش می رسد که به تیم ملی دعوت شدند . دانیال داوری دروازه بان تیم اینتراخت برانشویک آلمان و مهرداد ( استیون) بیت آشور بازیکن تیم سن خوزه آمریکا به اردوی تیم ملی پیش از بازی با تایلند دعوت شده اند. همچنین سردار آزمون از تیم روبین غازان  لیگ روسیه و علیرضا جهانبخش از تیم NEC در لیگ هلند. البته جهانبخش و سردار آزمون تا سال پیش در تیم داماش و سپاهان توپ می زدند. به نظر می رسد با ورود نسل جدیدی از بازیکنان دو ملیتی احتمالا خلا ضعف تاکتیکی در تیم ملی به حداقل رسیده و سطح نازل بازی تیم کمی بهبود یافته و کیفیت آن بالاتر رود. از حالا می توان به این تیم دل بست و منتظر بازیهایی تماشایی در تابستان آینده در برزیل از این تیم بود. شاهد این ادعا نیز سطح عالی بازی اشکان دژاگه و رضا قوچان نژاد که در کلاسی بین المللی و بالاتر از سطح بازی دیگر بازیکنان تیم ملی که در لیگ داخلی توپ می زنند می باشد که نشان دهنده آموزش صحیح در لیگ معتبر جهانی به این دست بازیکنان می باشد.بهرحال به نظر می رسد راه ورود برای بازیکنان دوملیتی به تیم ملی هموار می باشد و از اینک باید به فکر جدال های مردانه بین بازیکنان داخلی و دوملیتی در تیم برای بدست آوردن جایگاه در تیم اصلی بود.اعتراضاتی که از جانب برخی مربیان داخلی نیز به این امر صورت گرفته نیز ره به جایی نخواهد برد و بیشتر به نظر می رسد این دست اعتراضات ناشی از تنگ نظری این دست مربیان باشد.

 

بسته روزانه شماره 6

اول- بجا و به موقع  و البته  دندان شکن پاسخ دادن هنری است که خداوند به برخی از بندگانش عنایت می کند و یک مسئول باید این هنر را ضمیمه مابقی توانمندی هایش داشته باشد. یکی از آخرین این جوابهای دندان شکن که پرسش کننده و آنان که منتظر پاسخ هستند سرجایشان نشاند از سوال و پاسخ یک خبرنگار از سرداری سپاهی دیده شد. خبرنگار خارجی از سردار سرلشگر عزیز جعفری پرسید : اگر هواپیمای اسرائیلی وارد خاک ایران شود و 10 بمب خود را بر روی شهر شما بریزد با چه می خواهید این هواپیما را منهدم کنید ؟؟

ایشان پاسخ دادند: مهم نیست هواپیما چند عدد بمب و کجا می ریزد مهم اینست که موقع برگشت این هواپیما ،اسرائیلی وجود نخواهد داشت که در آن فرود بیاید.

خداوکیلی از شنیدن این پاسخ کوبنده چه حسی به شما دست می دهد آیا احساس شور و شعف  از قدرت پاسخ کشور به دست اندازیهای احتمالی در شما به وجود نمیاید. امیدوارم مسئولین ما در همه موقعیتها و مکانها امکان پاسخ دندان شکن به دشمنان را داشته باشند.

سلامتی سرداران غیور ایرانی امام زمان صلوات


دوم- این هفته منتهی می شود به عید قربان ، عید بندگی و عید اخلاص. امیدوارم در چنین زمانی ما نیز در صحرای عرفات و منا حاضر باشیم و طوق بندگی رحمان بر گردن افکنیم.

آمین

بسته روزانه شماره 5

بسته روزانه شماره 5

اول- روزگار غریبی است از کاسه لیسانی که ایستاده اند تا کلامی از فردی گفته شود و بدنبال آن بدوند گرفته تا آیت ا... هایی که نان خود را در هم جهت شدن با جریان قویتر می بینند و همان گویند که احساس می کنند نانشان در آن است می خواهد این نظر مخالف قاطبه جامعه و اکثریت مردم باشد ادمی به شک می افتد که چرا بزرگان چنان می گویند که که اجازت بر این گروه کاسه لیس دهند و یا چرا حداقل پس از بیان پر رمز و راز خود ، سخن واقع آشکار نسازند تا مردم بر پوشالی بودن این گروه ایمان آورند. کوتاه سخن آنکه، رهبری پس از سفر ریاست جمهوری به نیویورک  ضمن تایید اصل دیپلماسی اتخاذ شده تیم ایران در نیویورک برخی رویدادهای رخ داده را بجا ندانستند ایشان اشاره ای بر اینکه منظورشان به کدام حرکت تیم اعزامی به نیویورک می باشد نداشتند و همین عدم شفافیت زمینه ای پدید آورد برای سر از لانه درآوردن عناصر تندرویی که پس از بیان استراتژی جدید ایران توسط رهبری مبنی بر نرمش قهرمانانه دچار سرگیجه ایدئولوژیک شدند و همانهایی که یا سکوت کرده بودند و یا از حرکت رییس جمهوری تقدیر کرده بودند با چرخش 180 درجه ای به انتقاد از ملاقاتهای وزیر امور خارجه و تماس با رییس جمهور آمریکا پرداختند. در این بین آن آیت ا... که در مواقع حساس سیاسی به تکرار نظرات دیگران می پردازد نیز به نقد ارتباطات نیویورک می پردازد. آدمی از این تغییر رنگ های پرسرعت که روی آفتاب پرست را هم کم می کند در عجب می ماند. توپخانه کیهان نیز با کم آوردن مطلب به دروغ سازی روی آورده و اظهارات ظریف در کمیسیون امنیت ملی مجلس را جعل و چاپ می کند و کسی نیست که بگوید ایها الناس ما که می گوییم باید از واشنگتن صدای واحد به گوش برسد خودمان در داخل صدای واحدی داریم که به گوش جهانیان برسانیم!

دوم- عجب زمانه ای شده برای همه چیز و همه کس حرف درست می کنند و برای امام زمان (عج) ،هم. امام زمان صفحه فیس بوک نداشت که واسه ایشون هم درست کردند. خداوکیلی این قدر در کارها افراط می کنیم که شوری آش صدای همه را در می آورد. وقتی در کنار چاه جمکران می زنیم لطفا نامه هایتان را به زبان عربی بنویسید چون امام زمان به زبان فارسی آشنایی ندارند باید امروز صفحه امام زمان هم درست کنیم و بگوییم امام زمان فقط جمعه ها و شنبه به سوالات جواب می دهد . وقتی متولیان خود سعی بر گمراهی و خرافه سازی دارند نمی توان از جاهلان دیگر انتظار تولید صفحه امام زمان را نداشت.

خدایا ما را از خرافات نجات ده.

بسته روزانه شماره 4

اول- اگر خداوند مقرر بداند و همه چیز طبق برنامه پیش برود تصمیم دارم تاسوعا و عاشورای امسال را در کربلا باشم. هنوز سعادت پیدا نکردم که به زیارت عتبات عالیات و مزار پاک سیدالشهدا و حضرت ابوالفضل نایل بشوم لیکن فکر کنم انتظارم دیگر به سر آمده است و احتمالا تا یکماه دیگر عازم کربلا و نجف خواهم بود. باتوجه به اینکه در این سفر تنها خواهم بود و امکان حضور همسر و دخترم فراهم نیست فرصت خوبی خواهد بود تا بیشتر به بررسی و کنکاش در خصوص ائمه در عراق بپردازم. امیدوارم ره توشه این سفر بتواند مطلب جامع و کاملی از کار درآید. سعی بر این است تا مشاهدات در پایان هر روز مستند گردد تا پس از بازگشت سفرنامه کاملی پیش روی دوستان قرار گیرد.

دویم-  مدتهاست مطلبی ذهنم را درگیر نموده است و آن این است که چرا ما در پس درگذشت افراد بجای برگزاری مراسم پرزرق و برق ترحیم هزینه مراسم را در کارهای عام المنفعه خرج نمی کنیم تا ثواب آن خدمت تا زمانیکه مردم از آن بهره مند هستند به صاحبش برسد. چندی پیش پدربزرگ بنده- پدر مادرم- دار فانی را وداع گفتند و با اینکه مدتها بود که در روستای پدربزرگم مقرر گردیده بود در مراسم سوم و هفتم از دادن ناهار پرهیز شود و مراسم در بعدازظهر گرفته شود و هزینه مراسم سوم و هفتم بصورت خیرات هزینه شود لیکن بازهم به وصیت آن مرحوم مراسم سوم بصورت ناهار دهی بدون دعوت و عام برگزار گردید و هزینه ای بالغ بر ده میلیون تومان هزینه گردید. باتوجه به اینکه اگر در مکان و محلی اراده ای بخواهد جا بیفتد بزرگان محل خود باید مقید به اجرای آن باشند با این برگزاری مراسم عملا افراد دیگر نیز ملاک را برگزاری این مراسم قرار داده و آن قانون اعمال شده از وجاهت افتاده و دوباره برگزاری مراسم های آنچنانی باب می شود.ایکاش افراد به احترام و حرمت حرفی که زده شد خود را ملزم به رعایت آن میکرده و هم بازماندگان خود را به دردسر نیانداخته و هم ثواب دائمی از مصرف هزینه در کارهای عام المنفعه را برای خود ذخیره می کردند. سه چهار سال پیش مادر پدرم طی یک تصادف بطور ناگهانی از پیش فرزندان پر کشیدند و فوت کردند . باتوجه به اینکه خانواده پدری ام از تمکن مالی برخوردار هستند امکان برگزاری مراسم آنچنانی داشتند لیکن با تدبیر بزرگان هزینه مراسم سوم به ساخت بیمارستان محل اختصاص داده شد و اتفاقا همه نیز از این حرکت تقدیر نمودند.هم اکنون در روستای خطیرکلا بیمارستانی با تمام امکانات پزشکی در حال ساخت می باشد و نیازمند هزینه های بسیاری می باشد و این بیمارستان ساخته نمی شود جز با همت اهالی و ایکاش گوشه ای از هزینه های این بیمارستان از محل صرفه جویی مراسمات اینچنینی تامین می گردید تا همیشه ایام که این بیمارستان برقرار می باشد ثواب ساخت آن به افراد متوفی برسد.

در بررسی که در آرا و عقاید بزرگان دین در این خصوص داشتم تا ببینم حرمتی برای برگزاری مراسم سوم و هفتم مفصل داده شده به مطلب خاصی نرسیدم و اتفاقا چندین حدیث در اهدا وقفیات و صدقات برای متوفی توصیه شده بود.حِدیث داریم که امام باقر (ع) فرمودند: سزاوار است همسایگان صاحب عزا به مدت سه روز برای صاحبان عزا طعام درست کنند.

امام صادق (ع) فرمودند: غذا خوردن نزد اهل مصیبت از کارهای دوران جاهلیت است.سنت (پسندیده) آن است که برای آنان (عزاداران) طعام و غذا ارسال شود. آن گونه که پیامبر درباره بازماندگان جعفر بن ابی طالب سفارش به ارسال طعام کردند پس سنت اسلام این است . البته گرفتن مجلس ترحیم و خواندن فاتحه بدون پذیرایی های مفصل خوب است ، تا ثواب فاتحه و ... به میت واصل شود. در عوض هزینه های هنگفتی که می شود، می توان در راه های بهتر و سودمندتر برای میت و بازماندگان خرج کرد، مانند وقف و دیگر صدقات جاریه، خدمات آموزش و پرورش، مدرسه سازی، ساختن راه ها و بناهایی که عموم مردم از آن استفاده کنند. شناسایی افراد فقیر و مستمند و رسیدگی به وضع آنان .

شبهای محرم و بخصوص شبهای تاسوعا و عاشورا که تمام دوستان و هم محلی ها از اقصی نقاط کشور به محل بازمی گردند بهترین زمان برای مطرح کردن این ایده و سرعت بخشیدن به بنای این بیمارستان می باشد. دقیقا به خاطر دارم که برای تکمیل بنای مسجد جامع خطیرکلا در دوشب تاسوعا و عاشورا و از مراسم گلریزانی که در حسینه مسجد جامع برگزار گردیده بود در یک شب بیش از یکصد ملیون تومان جمع آوری گردید و چه ایرادی دارد که برای بیمارستان عظیم خطیرکلا که در واقع برای سه روستای باغدشت و واکی کلا و خطیرکلا بنا می شود در تمامی حسینه های این سه محل برای ادامه بنای این سه بیمارستان مراسم گلریزان برگزار و از اهالی این سه روستا نیز برای هزینه کرد مبلغ مراسمات پس از فوت برای این بیمارستان درخواست یاری شود.باید کار فرهنگی را از جایی شروع کرد و بر آن مداومت داشت.

یکی از برکات این طرح آن است که اگر در روستایی فردی دار فانی را وداع گفت و تمکن مالی نداشت که مراسم سوم و هفتم خود را ناهار دهی نماید  دیگر بازماندگان خجلت زده نگردیده و فقیر و غنی همه به یک سبک مراسمات خود را برگزار می نمایند و این خود یکی از نشانه های جامعه پویا و یکدل می باشد.

یا علی- اول ذی الحجه 1434

اکالیپتو (آخرالزمان)

اپوکالیپتو (آخرالزمان)

یکی از بهترین فیلمهای خارجی که در این چندسال دیده ام فیلم اپوکالیپتو (آخرالزمان) محصول سال 2006 و کارگردان شهیر آمریکایی مل گیبسون می باشد. نویسنده فیلمنامه یک ایرانی بنام فرهاد صفی نیا می باشد. تابحال اگر اشتباه نکرده باشم بیش از 20 بار این فیلم را دیده ام. فیلم مربوط به بومیان آمریکا و پیش از کشف قاره آمریکا می باشد و سقوط حکومت اینکاها و مایا ها  را که به واسطه فساد بیش از حد بر روی زمین، به نمایش می گذارد.داستان فیلم از شکار یک گراز در عمق جنگلهای آمریکا شروع می گردد و حکایت قبیله ای می باشد که در این جنگل زندگی می کنند و ناگهان دچار بلا و مصیبت می گردند و مورد یورش و هجوم اقوام وحشی و خونریز و بیرحم گردیده و کل قبیله مورد تاخت و تاز قرار گرفته و زنان و مردان قبیله به اسارت گرفته شده و به بازار بردگان برده شده تا زنان به کنیزی گماشته شده و مردان را نیز جهت خشنودی خدایان توسط کاهنان برای خدایانشان قربانی نمایند . نیمه اول فیلم دارای صحنه های بسیار رقت انگیزی از کشت و کشتار و قتل و عام انسانهاست.


در میان قبیله ، پسر رییس قبیله بعنوان یکی از افرادی که برای اهدای خون برای خدایان انتخاب می شود منتظر زمان قتل خود می باشد. در زمان بریدن سر پسر قبیله به ناگاه کسوفی عظیم پدید آمده و کاهنان اعلام می دارند خدایان از بذل خون سیراب گردیده و دیگر مراسم اعدام پایان یافته است . تلاش اسرا برای نجات یافتن نیمه دوم فیلم را شامل می گردد که یکی از بهترین فیلمهایی که من دیده ام را از این جا به بعد فیلم می توانید ببینید. تلاش پسر رییس قبیله برای زنده ماندن و نجات همسر باردار و تک پسرش موجب ایجاد صحنه های اکشن شده است.نکته غافلگیر کننده فیلم دقیقا در سکانس پایانی اتفاق می افتد...

اگر با دیدن خون و خونریزی مشکلی ندارید فیلم دارای صحنه های غیر اخلاقی نمی باشد دیدن این فیلم را به شما توصیه می نمایم.

بسته روزانه شماره 3


اول- بازار بورس تا کجا می خواهد به رکورد شکنی خود ادامه دهد. هر روز بالاتر از دیروز و هر روز افزایش قیمت سهام شرکتها .پنجم مرداد بود که طی یک پست به دوستان اعلام نمودم که الان زمان خرید سهام است. از آن زمان تاکنون تقریبا بیش از 90 درصد سهام افزایش قیمت داده اند و کسانی که به این بازار وارد شده اند مطمئنا ضرر نکرده اند. افزایش قیمت سهام و بالارفتن شاخص بورس در هر دوبخش بورس و فرابورس عوامل گوناگونی دارد که به اختصار بیان می شود: اول اینکه سایه جنگ احتمالی بین آمریکا و سوریه که بطور مستقیم بر اقتصاد ایران تاثیر گذار بود برطرف شده و جهان از خطری دیگر رهیده است. دوم اینکه در داخل ایران با انتخاب روحانی به عنوان ریاست جمهور یک نوع آرامش برقرار گردیده و امیدها به بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی با تیم جدید ایشان بسیار بالاست. در بعد سیاست خارجی نیز سفر روحانی و هیات همراه به نیویورک و حضور در سازمان ملل و همچنین تمایل آمریکا به برقراری رابطه مستقیم با ایران و امید به حذف بخشی یا تمامی تحریم ها و همچنین برقراری دیپلماسی لبخند و اولین تماسها بین دو رییس جمهور پس از 34 سال همه و همه باعث گردید بازارهای موازی از جمله طلا و سکه از سکه و رونق بیفتند و جذابیت بورس به عنوان یک بازار پرسود ده سبب چرخش سرمایه ها به این بازار گردد و هرچه تقاضا بیشتر قیمت سهام بیشتر می گردد.

با اینحال باید مواظب عقب نشینی بازار بود چون این افزایش قیمت ها بدون کف سازی بوده و به احتمال زیاد یکبار دیگر قیمت ها به پایین برگشته تا به اصطلاح کف سازی نموده و پس از این مرحله دوباره رشد خواهند نمود . با اینحال به نظر می رسد دورنمای بازار سرمایه مثبت بوده و می توان در دراز مدت به سودآوری آن اطمینان نمود.  

دوم- پس از سفر آقای روحانی به نیویورک و داستانهایی که در آنجا رخ داد یکی از مواردی که برای بنده عجیب بود روزه سکوتی بود که آقای خامنه ای در این زمینه اختیار کردند و در طول 10-15 روز اخیر و پس از سفر آقای روحانی دیگر هیچ سخنرانی در زمینه مسایل مبتلابه نداشتند. به نظر می رسد پس از آخرین سخنرانی ایشان و بیان مواضع جدید ایران در حوزه سیاست خارجی و اعلام " نرمش قهرمانانه" در بحث مذاکرات با طرف غربی ، ایشان منتظر بازخوردهای این سیاست جدید از جامعه داخل و جهانی بود و به ارزیابی سفر آقای روحانی و دستاوردهای این سفر پرداخته اند .ایشان که اختیارتامه  به آقای روحانی در زمینه مسئله هسته ای و ارتباط با آمریکا داده اند – و هیچگاه این اختیار به نفرات قبلی داده نشد با تمام تلاشی که برای بازکردن باب مذاکره با آمریکا کرده بودند- مطمئنا اعتماد کامل به ایشان داشته و احتمالا راهکارهای مورد نظرشان را پیش از سفر به روحانی ابلاغ کرده بودند. تا اینجای کار حمایت از سیاست های اعتدالی روحانی و تیم دیپلماسی ایشان مد نظر رهبری بود و باید منتظر بود و دید آیا این حمایت تا به آخر ادامه خواهد داشت یا خیر؟

پی نوشت1: رهبری در مراسم فارغ التحصیلی درجه داران ارتش ، بار دیگر از سیاست خارجی و تیم مذاکره کننده حمایت نموده و اعتماد خویش به گروه مذاکره کننده را اعلام نمودند. و بیان نمودند از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می‌کنیم و به تلاش دیپلماسی اهمیت می‌دهیم و از آنچه در سفر اخیر بود، حمایت می‌کنیم.

پی نوشت 2: رهبری برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد را بجا ندانسته اند که شاید منظور ایشان از مصاحبه ظریف با cnn  و صحبت ایشان در خصوص هولوکاست و نظر رهبری مد نظرشان بود.

بسته صبحانه شماره 2

مهر باز هم از راه رسید و میلیونها دانش آموز کشورمان راهی مدارس شدند و جریان زندگی با شتابی بیشتر به حرکت درآمد. دقیقا به خاطر دارم اولین روز مدرسه ام را در سال 62 که با ذوق و شوق فراوان به همراه پدر عزیزم در حالیکه دستانش را به عنوان تکیه گاه میفشردم به سمت مدرسه حاجی ایمانی در خیابان کشاورز سابق بابل و کارگر فعلی حرکت کردیم. آن زمان تازه دو سه ماهی بود که به ضرورت شغل پدر از تهران به بابل نقل مکان کرده بودیم . دبستان حاجی ایمانی که توسط مرحوم حاجی ایمانی ساخته شده بود در مجاورت راهنمایی شهید مطهری قرار داشت که آن نیز از موقوفات مرحوم حاجی ایمانی بود. کلا مرحوم حاجی ایمانی زمینهای زیادی از اموال خود در خیابان کشاورز را وقف نموده بود که به ترتیب مدارس مطهری، حاجی ایمانی ، مسجد جوادالائمه و کلانتری ناحیه دو بابل به همراه دبستان دخترانه 16 آذر در این املاک ساخته شده بود.

باری، فکر کنم من جزو محدود افرادی در ایران باشم که پایه اول دبستان را در دوسال پشت سرهم گذراندم البته معدل هر دوسالم نیز بیست بود و کلا من جزو دانش آموزان باذکاوت و باهوش مدرسه در تمامی ادوار تحصیلاتم بودم (حمل بر خودستایی نشود بودم نمیتونم بگم که نبودم که-این ((که)) آخر معروف به که آخر چسبونه که فقط مازنی ها زیاد ازش استفاده می کنند و من هم ایضا) . داستان از این قرار بود که من در سال 62 تازه شش سالم تمام می شد و با توجه به اینکه من متولد نیم سال دوم نیز بودم عملا باید سال بعد وارد مدرسه می شدم لیکن با توجه به لابی هایی که توسط دایی بنده که کارمند آموزش پرورش بابل بودند صورت گرفت بنده را در مدرسه ثبت نام نمودند. لیکن در پایان سال تحصیلی با توجه به اینکه بنده با معدل بیست کلاس اول را به پایان رسانده بودم بنا بر قانونی جدید از رفتن من به پایه بالاتر ممانعت به عمل آوردند و من سال جدید تحصیلی را دوباره در پایه اول با دانش آموزان جدید گذراندم در حالیکه تمام وجودم به همراه دوستان همکلاسیم در کلاس پایه بالاتر بود وارد کلاس اول شدم و مشکل این بود که برای عالم و آدم نیز باید توضیح می دادم که من مردود نشده ام. دوباره فارسی کلاس اول را از اشکال صفحات اول شروع کردم در حالیکه من براحتی می خواندم و می نوشتم. الان که خودم پدرم و دخترم کلاس چهارم را پشت سر می گذارد فکر می کنم بیشتر از من ، این پدر و مادرم بودند که زجر می کشیدند از اینکه دسته گل با استعدادشون در حال پرپر شدن بود و آنها نمی توانستند کاری کنند. بهرحال یک سال دیگر را دوباره در کلاس اول گذراندم تنها مزیت این دوباره خوانی این بود که پایه درسی من بتون آرمه شد و من فکر می کنم شاید یکی از عواملی که مرا از باقی دانش آموزان متمایز کرده بود این دوبار پشت سر گذاشتن کلاس اول بود که باعث شد من مثل بلبل بخوان و بنویسم. عشق مطالعه از همان کلاس اول در من الو گرفت و مطالعه کتابهای مختلف را از همان کلاس اول شروع کردم بطوریکه تا پایان دوران ابتدایی شاید من یک دور بیشتر داستانهای کلاسیک نویسندگان جهان را مرور کرده باشم از داستانهای ایرانی مجاز و غیرمجاز متناسب با سن من از امشب دختری می میرد تا امشب اشکی می ریزد و کتابهای جلال ال احمد و ... و از رمانهای نویسندگان بزرگ مانند ژول ورن و چارلز دیکنز و ویکتور هوگو و ... و این امکانپذیر نبود جز به برکت در اختیار بودن کتابخانه بزرگ شهر – کتابخانه علامه طباطبایی بابل در خیابان مدرس آن زمان و جلوی آموزش پرورش سابق- که آن زمان مدیریت این کتابخانه بر عهده دایی بزرگوار بنده بود بنده این اجازه را داشتم که به مخزن کتابخانه نیز راه داشتم و کلی کتاب که از سالیان قبل انقلاب در آن جا آرشیو شده بود را مطالعه کنم و البته نباید غافل باشم از کتابخانه شخصی عموی بزرگوارم که کلی رمان عشقولانه در آنجا یافت می شد و البته همان کتاب معروف " امشب دختری می میرد " از گورگین آغاسی – فکر می کنم اسم نویسنده اش همین بود- که اثر شگرفی بر من گذاشته بود چون اصلا مناسب سن من نبود و ...

بهرحال دوبار گذراندن کلاس اول باعث شد که پایه دوم را در تابستان همان سال که برای دومین کلاس اول را گذرانده بودم بصورت جهشی بگذراندم و دوباره برگردم به همان کلاس و همکلاسیهایی که بار اول با آنان بودم و دوباره توضیحات فراوان برای دانش آموزان...

یکی از مواردی که من از دوران ابتدایی مدرسه به خاطر دارم این بود که زمانی که من کلاس اول بودم دانش آموزان کلاس چهارم و پنجم آن زمان ریش و سبیلی برای خودشان داشتند و دقیقا به خاطر دارم که پس از پایان کلاسها با معلمان مسابقه والیبال می دادند و حتی چند نفرشان متاهل بودند!!!!!!!!!!! مثل الان نیست که بچه کلاس پنجم یه جغله قد بیشتر ندارند و ریزه میزه شدند من در عصر دایناسورها به مدرسه می رفتم و آن عصر و دوران دیگر منقرض شده است.


با ورود به کلاس سوم کم کم حرکات ایذایی من در مدرسه آغاز گشت و این اعتماد به نفس را در خودم میدیدم که در سر صف قران بخوان و من کم کم تبدیل شدم به قرآن خوان مدرسه که در سالهای بعد این مسئولیت را کاملا و دربست در اختیار خود گرفتم و ...

داستانهای فراوانی از مدرسه در خاطر دارم که روزی شاید بازگو نمایم .

خداوندا تمامی عاشقان تحصیل علم و دانش را در پناه خود صحیح و سالم حفظ نما. آمین

بسته صبحانه شماره 1

1- چندصباحی است که روال  امور به نظر در مجرای واقعی خودش در جریان افتاده است و جناب پرزیدنت روحانی کم کم در حال جا افتادن در مسند امور است. دیگر آن هیجانات ناشی از تغییرات سریع ارز و طلا از بین رفته و حس مغبون شدن در صورت نخریدن جای خود را به یک آرامش توام با رضایت داده است . دیگر هر روز قیمت کالاهای ضروری مردم تغییر نمی کند و فروشندگان برای محاسبه اجناس شان به قیمت لحظه نمی نگرند. بد اوضاعی شده بود این چند ماه آخر حکومت محمود!خدایا از بابت این آرامش روانی سپاسگزارم.

2- آقای روحانی کارها را سعی نموده به کاردان بسپرد و مانند دوران احمدی نژاد هر بی سرو پایی را بر مسند کارها نگمارده و به بعد تجربه بسیار توجه نموده است. یکی از خطیرترین جایگاهها ، مسند وزارت امور خارجه بود که ایشان این پست را به فرد بسیار باکیاست و متبحری چون محمد جواد ظریف با دهه ها تجربه در وزارت خارجه سپرده است. محمد جواد ظریف که تجربه سالها برخورد و همراهی با سیاستمداران خارجی را ره توشه خود دارد سعی نموده چهره صلح طلب و آرامی از ایران و ایرانی در نظر ملل دیگر معرفی نماید. به  نظر دکتر ظریف بسیار پخته تر از ده سال پیش زمانی که نماینده دائم ایران در سازمان ملل بود شده است و آن قیافه عبوس و جدی جا یخود را به چهره ای متبسم داده است.اما اوج کار جناب ظریف در اجلاس سالیانه سازمان ملل بود که در تمام کادرهایی که از او به تصویر کشیده شده چهره ای بشاش و شاداب و خندان از خود به تصویر کشیده است که حس خوب آرامش و نوع دوستی را به بیننده تزریق می نماید و در عین حال با صلابت به دیدار همتایان غربی خود رفت . همان اقتداری که انتظار می رفت ایشان از خود نشان دادند و از منافع ملی نیز دفاع نمودند نه مانند آن وزیر امورخارجه مفلوک احمدی نژاد- متکی-که با دیدن نمایندگان کشورهای غربی و بخصوص آمریکا رم می نمود و خود را پنهان می نمود. ان شاء ا... جناب دکتر ظریف در ادامه راه موفق باشند.

یکی از بهترین راههای ارتباطی در زمانه کنونی شبکه های اجتماعی  می باشد که تمامی اقشار جامعه از خرد و کلان و پیر و جوان از سیاستمداران و اقتصاددانان تا صاحبان سرمایه اجتماعی اقتصادی و دانشجویان و دانش آموزان را درگیر خود نموده است و در این کشاکش پر برخورد دهر آنکه بهتر از این شبکه ها برای بیان خدمات و محصولات خود بهره برد پیروز میدان می باشد. کوتاه سخن که اگر سیاستمداران نیز بتوانند از این ابزار استفاده بهینه جهت بیان آرزوها و آمال و افکار و عقاید خود نمایند و دیگران را آگاه نمایند این اعتماد نمودن و درگیر نمودن دیگران در مسایل بسیار بهتر خواهد بود. دکتر ظریف با استفاده از این ظرفیت( خدا دکتر جلیلی را که استفاده از کلمه ظرفیت را باب نمود و خود در حد تهوع آور از این لغت استفاده می نمود حفظ نماید) نشان داد که می شود پشت پرده و مسایل عالم سیاست را  با مردم در میان نمود و با استفاده از قابلیت  شبکه  فیس بوک  هرزمان که بتواند گزارشی از فعالیت های خود را با مردم به اشتراک می گذارد و به قول معروف مردم را محرم اسرار نظام می داند. چندین بار بر استاتوس های جناب ظریف نظرات خود را در خصوص مسایل مختلف بیان نمودم و احساس بسیار خوشایندی به من دست داد که خود را در کلان مسایل کشور دخیل می دانم و حتی بالاتر آنکه زمانی که ظریف و کری وزیر امورخارجه آمریکا جلسه خصوصی برگزار نمودند من نیز خود را عضوی از اعضای تیم ایرانی جلسه می دانستم چون نظرات خود را قبلا به دکتر ظریف منتقل کرده بودم.( خداوکیلی اعتماد به سقف را حال می کنید). امیدوارم روزی رسد که تمامی سیاستمداران ما از این قابلیت دنیای نوین بهره برده و مردم را در امورات جاری مملکت شریک و سهیم بدانند. 

عید سعید فطر مبارک

عید مبارک

عید فطر ، عید بندگی و اخلاص است. مومنانی که یک ماه تمام به دستور الهی بر هوای نفس غلبه نمودند و سربلند و شادمان گردهم در روز عید جمع می شوند و نماز شکر به جا آورده و این پیروزی را با هم جشن می گیرند.

آری با طلوع ماه نو ، انسان دوباره زاده شده و زمان بار دیگر از نو آغاز می شود. زایش دوباره انسان مبارک

خداحافظ آقای رییس جمهور!

خداحافظ آقای رییس جمهور!

امروز و تا ساعاتی دیگر با برگزاری مراسم تنفیذ ریاست جمهوری منتخب مردم جناب دکتر روحانی عملا داستان دوران ریاست جمهوری 8 ساله دکتر محمود احمدی نژاد به پایان می رسد و ایشان از اریکه قدرت پیاده می شوند و دوران جدیدی در صحنه سیاسی جمهوری اسلامی آغاز می گردد. خوب یا بد ، خاطرات زیادی در طول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از سال 84 تا 92 برای تک تک آحاد ملت ایران در اذهان باقی مانده است . محمود احمدی نژاد ، که دیشب آخرین مصاحبه دوران ریاست جمهوری خود را با مرتضی حیدری برگزار نمود به نظر می رسد هنوز هیچ برنامه ای برای آینده کاری خود پیش بینی نکرده است و به سان فردی می ماند که ناگهان او را از قطار در حال حرکت پیاده نموده اند و هنوز گیج و منگ است  و برای استیبل( stable) شدن به زمان نیاز دارد.

اما حسن روحانی قفلهای بسیاری خواهد داشت که با شاه کلید جادویی اش باید آن را بگشاید شاید خود او نیز قدرت اراده ملت را قبل از انتخاب باور نداشت لیکن حال او باید با اتکا به آرای ملت و تنفیذ رهبری به جنگ با نابسامانی های به جا مانده از دولت قبلی برود نابسامانی هایی که در حوزه های اقتصاد، سیاست خارجی ، انرژی اتمی بیشتر به چشم می آیند. داشتن تیمی متبحر و کار آزموده و امتحان پس داده – دُری نایاب در دولت احمدی نژاد که کشور بهای سنگینی از این آزمون و خطاها در دوران احمدی نژاد پرداخته است- شاید بتواند کاتالیزوری در حل قدم به قدم این مشکلات باشد. استفاده از تجربیات دولت های قبلی حتی دولت احمدی نژاد موجب خواهد شد سیاست اعتدال روحانی تکانی اساسی به تمام ارکان جامعه ایرانی بدهد.

بالابردن ارزش پول ملی و جلوگیری از هرج و مرج در بازارهای ارز و طلا و مسکن و ... و همچنین بازنمودن پنجره های سیاست خارجی به روی دنیای بیرون از ایران و همچنین حل مشکلات با کدخدای دنیای غرب – آمریکا- شاید بتواند کمک حال روحانی در حل مشکلات باشد.

حسن روحانی باید منتظر باشد که اصولگرایان تندرو به رهبری حسین شریعتمداری و کیهان تندترین حملات را به او و دولتش خواهند داشت هرچند رهبری تذکر داده اند که اجازه دهید دولت کار خود را آغاز نماید و بعد انتقاد نمایید لیکن مدافعان نظریه ذوب در ولایت انگار نه انگار اطاعت از فرامین رهبری باید سرلوحه ولایت پذیریشان باشد. فشار به روحانی جهت حذف تعدادی از اسامی مورد نظر برای پست های وزراتی به بهانه انتساب به عوامل اعتراض های سال 88 از فردای انتخابات شروع و به سرعت حجم آنها در روزهای منتهی به معرفی اعضای کابینه بالا رفته است. مقابله با این اعتراضات و داشتن استقلال رای شاید بزرگترین آزمون روحانی در شروع کار باشد . داشتن پشتوانه ای همچون هاشمی رفسنجانی و خاتمی باید بتواند روحانی را در ادامه کار مستحکم تر از قبل نماید. به نظر می رسد استفاده از نظرات هاشمی رفسنجانی و ایده گفت و گوی تمدنهای خاتمی بتواند حسن روحانی را در ارتباط با غرب کمک شایانی نماید.

به هرحال تا جا افتادن دولت جدید و اقدامات آنها بیش از چند ماه زمان نیاز است و باید امیدوار بود به آینده.

تابستان گرم امسال

تهران  امسال تابحال یکی از گرم ترین سالهای خود را پشت سر گذاشته است و روزه داری در این روزهای گرم و بیش از 17 ساعت تحمل تشنگی و گرسنگی کاری بس شاق و سخت می باشد که جز با عنایت الهی امکان تحمل آن کاری بسیار سخت می باشد. به گمانم خداوند کریم  تحمل روزهای گرم و طولانی این ماه را ملاکی برای عنایات ویژه خود برای مومنین بداند.

بارالها ما را جزو صالحان و نیکان درگاهت قرار ده و در این شب تقدیر ، قدر ما عالی گردان

آمین

ایران از نگاه آمریکاییان!

مطلب زیر در ایمیلی برایم رسیده بود بسیار جالب و تاثیر گذار بود نوع نگاه شهروندان آمریکایی به ایران و ایرانیان

به بعضی کامنت ها خندیدم و احساس بسیار نزدیکی با بعضی از نظرات داشتم دوست داشتم شما نیز این مطلب را ببینید و لذت ببرید.

“براندن” عکاس / بلاگر آمریکایی مدت هاست تحت عنوان Humans of New York روایت های تصویری / نوشتاری اش از زندگی مردم را منتشر میکند. او که در ماه دسامبر به ایران سفر کرد میگوید: “علیرغم هشدارهای دولت آمریکا برای سفر به ایران و به ویژه عکاسی در آنجا، من به ایران آمدم. کشوری زیبا با تاریخچه ای غنی و مردمانی مهمان نواز. آنها مردم آمریکا را به طور ویژه ای دوست دارند. به ما لبخند میزنند، برایمان دست تکان میدهند، به صرف غذا دعوتمان میکنند و میخواهند پیغام های شخصیشان را به جنیفر لوپز برسانیم. استفاده از تکنولوژی، موزیک ها و فیلم های آمریکایی در اینجا عمومیت دارد. در ایران هم مانند بقیه کشورها، مردم عقاید و دیدگاه های متفاوتی دارند اما اکثریتشان با احترام و حسن نیت با شما برخورد میکنند. تنها نکته تاسف آور، رابطه خصومت آمیز بین دولت های این دو کشور است. اخیرا به دلیل کاهش ارزش ریال، سفر به ایران نیز بسیار ارزان تمام میشود.”

Inline image 10

برای مترجمم توضیح دادم که میخوام مردم عادی رو سوژه عکاسی ام قرار بدم. ولی فکر کنم اون منظورم رو دقیق متوجه نشد. یکی از خانم های جوان که در حال عبور بود رو نگه داشتم. مترجمم عجولانه به اون گفت که ایشون میخوان از واقعیت های جامعه عکسبرداری کنن. سپس اون خانم خندید و به فارسی یه چیزی گفت. از مترجمم پرسیدم چی گفت؟ اون گفته: البته واقعیت تلخ !

Inline image 26

کن اسکارتر: آمریکایی ها الان دارن به خودشون میگن: چی؟ عمرا این یه شهروند ایرانی باشه! و احتمالا بیشترشون میگن: تهران تو کدوم یک از ایالت های آمریکاس؟
دوتا کامنتی که الان میزارم با نکوهش اکثر بازدیدکنندگان آمریکایی مواجه شدن که به اینا میگفتن شما باید آگاهیتون رو بالاتر ببرید!
یاکوب: احتمالا یکی دو هفته دیگه جسدش رو پیدا میکنن که به خاطر عدم رعایت حجاب به قتل رسیده
مالتر: عجیبه! مگه نباید موهاشون رو بپوشونن؟ موهای این که به وضوح مشخصه! امیدوارم یه موقع اسید رو صورتش نپاشن
ماریا: چه خانم باوقار و زیبایی
آماندا: متشکرم از خانم های تهرانی که اجازه دادید براندن ازتون عکس بندازه و برای ما منتشر کنه. اگر کامنت من رو میخونید میخوام بگم که کامنت های نفرت انگیز بعضی ها رو(که خلاف چیزی هست که اکثر ماها فکر میکنیم) نادیده بگیرید و افتخار کنید به اینکه باعث شدید چیزی هرچند کوچک به آگاهی ما اضافه بشه.
فیلیپ: من سال ۲۰۰۹ به ایران سفر کردم و عاشق این کشور شدم. اصفهان، شیراز و بقیه شهرهایی که رفتم رو واقعا دوست دارم. جذابترین قسمتش هم خوده مردم ایران بودن. در تمام سفرهایی که تا به حال داشته ام هرگز با اینچنین مهمان نوازی و صمیمیتی از طرف مردم مواجه نشده بودم.

ادامه نوشته

این روزها همه سهام می خرند شما چطور؟

بازار سهام، آری یا خیر؟

گردش سرمایه در بازارهای موازی داخلی معمولا در طول سالیان گذشته بدین صورت بود که از بازاری به بازار دیگر سرمایه ها در رفت و آمد بوده اند. به طور مثال در پاره ای از زمانها به ناگاه مشاهده می گردید که سرمایه داران و نه مردم عادی- که مردم عادی به نان شب محتاجند و کمتر خطر ریسک می پذیرند-در بازار دلار سرمایه گذاری نموده و حجم انبوهی از ریال بود که به دلار تبدیل می گردید و پس از مدتی از بازار دلار به بازار سکه  طلا نقل مکان می نمود و دوباره ازبازار سکه به سمت بازار ملک و مسکن سرازیر می گردد و پس از چند صباحی این سرمایه سرگردان به سمت بورس و یا چیز دیگری نقل مکان می نمود. اینکه سرمایه گذاری باید با دید همراه باشد اصلی پذیرفته شده است که سرمایه داران از قبل داشتن سرمایه کافی ریسک خود از وارد شدن به بازارهای مختلف را پایین آورده و همواره اینانند که با سود از بازار خارج می گردند و هجوم ناگهانی ملت در اکثر مواقع با شکست و از دست دادن سرمایه در این بازارها همراه می باشد.

الغرض، این روزها بازار بورس تهران با شیب تند مثبتی هر روز رکود جدیدی در بالا رفتن شاخص بورس از خود بجا می گذارد. حرکت مثبت بورس تقریبا از آبان سال گذشته شروع گردیده و تا پایان سال تقریبا دوبرابر گردید با شروع سال جدید هر روز بورس رکود جدیدی به ثبت می رساند و با پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری این رکودشکنی ها سرعت بیشتری به خود گرفت و به صورتیکه شاخص بورس که در ابتدای سال در عدد 27000 بود هم اینک مرز 56000 واحد را نیز پشت سر گذرانیده و هجوم سرمایه از بازارهای دیگر همچون طلا و دلار به این بازار بی مثال است. با پیروزی روحانی در انتخابات، دلار و بالطبع آن طلا وارد فاز نزولی گردیده و سرمایه گذاران در این دو بازار را دلزده و مغبون گرداند و بناچار نگاهها به سمت بازار پرسوده این روزها یعنی بورس چرخیده است.

معمولا نوسانات در بورس تابع شرایط سیاسی و اقتصادی کشورها می باشد و رونق بورس پس از آن صورت می گیرد که سرمایه گذاران از امنیت سرمایه گذاری خویش مطمئن گردند. دقیقا به خاطر دارم در سال 83 قیمت سهم کربن به قیمت باورنکردنی 3600 تومان رسیده بود و با ظهور پدیده احمدی نژاد به ناگاه ترمز بورس نیز کشیده شد و بورس با کله به وادی حضیض سقوط نمود و همان سهم کربن در کمتر از یکسال یعنی در پایان سال 84 به قیمت 200 تومان نزول نمود و کمتر از سه سال بعد قیمت هر سهم کربن به عدد نازل 24 تومان تقلیل یافت یعنی در مدت کمتر از 4 سال اگر کسی در بورس فقط کربن خریده بود و 36 میلیون تومان سرمایه گذاری نموده و 10 هزار سهم کربن خریده بود در پایان سال 87 سرمایه این فرد به 240 هزار تومان کاهش یافته بود و چه بسیار افرادی که پس از این نزول قیمت ها جان به جان آفرین تسلیم نمودند و دار فانی را وداع نمودند. آری حضور در بورس و سرمایه گذاری در بورس وقتی هر روز شاخص بورس اصطلاحا مثبت می خورد و تمام سهام رشد می کنند خوب است و وای به روزی که اوضاع قمر در عقرب شود.

اولین تجربه من در بورس اواخر سال 84  اتفاق افتاد که بنده با سرمایه کمی دو سهم کربن و پتروشیمی آبادان را با قیمت 220 و 870 تومان خریداری کردم در تمام سالهای ریاست جمهوری احمدی نژاد هیچگاه به سر وقت سهام نرفتم و تنها از دور گهگداری قیمت های به خاک سیاه رسیده را رصد می کردم و بی خیال سرمایه گذاری خویش شدم. آخرین بار به خاطر دارم که سهم کربن و پتروشیمی آبادان را وقتی 24 و 380 تومان شده بودند دیده بودم. لیکن از اواخر سال گذشته زمانی که شاخص بورس از 17000 واحد به 27000 واحد رسیده بود بار دیگر نظرم به بورس جلب گردید و معتقد بودم حال وقت ورود به بورس است و به دوستانم نیز پیشنهاد دادم بنده همان زمان با ورود به بورس و خرید سهام شرکت های معدنی همچون کالسیمین، میدکو، فملی، فباهنر و چادرملو پیش بینی افزایش قیمت این سهام را می نمودم و حتی حالا نیز به گمانم یک بار دیگر سهم معدنی بار دیگر 100% رشد خواهند داشت . در ورود به بازار سهام باید اطلاعاتی هرچند جزیی از وضعیت شرکت ها و زمان خرید و فروش سهام و همچنین به مقدار بسیار زیاد صبر داشت . همان کربنی که روزی به 24 تومان رسیده بود هماینک از مرز 550 تومان گذشته است. به یاد داشته باشید تمام قیمت ها روزی به همان پیک قبلی خود خواهند رسید تنها صبر و گذشت زمان باعث پیروزی شما در بازار سهام خواهد شد. اگر فردی تنها با 240 هزار تومان در زمانی که قیمت کربن 24 تومان بود سرمایه گذاری می نمود هماینک سرمایه او بیش از 25 برابر می گردید وتقریبا 60 میلیون تومانی سرمایه بی زحمت می داشت.

بهر حال امسال سال سرمایه گذاری در بورس است زیرا همه نظره پالس های مثبت از اطراف و اکناف به سمت کشورمان سرازیر است و ارتباط با جهان و خروج تیم اقتصادی ورشکسته دولت فعلی و روی کار آمدن تیم مورد تایید هاشمی و کم شدن سایه تهدید خارجی و ... همه و همه نشانه های مثبت بالارفتن شاخص هاست.
نکته مهم دیگر اینکه هیچگاه تمام تخم مرغ هایتان را در یک سبد قرار ندهید یعنی که تمام سرمایه تان را برای خرید یک سهم سرمایه گذاری نکنید و از سهام مختلف برای خود سبدی تشکیل دهید یعنی علاوه بر خرید سهام مثلا بانک ها ، سهام پتروشیمی و دارویی نیز خریداری نمایید تا در صورتیکه روزی روزگاری بر سهمی آفت افتاد باقی سهم هایتان شما را از ورشکستگی برهانند.

پیشنهاد بنده برای سرمایه گذاری در بازار بورس، ابتدا خرید سهام معدنی و سپس سهام دارویی و بانک ها و بیمه و پتروشیمی می باشد.

اگر روزی احساس کردید ساخت و ساز در کشور رشد می نماید سهم سیمان و آلومینیوم را نیز فراموش نکنید.

یا علی

درایت

چرای شیخ نشینان از مرغزار خلیج فارس!

بعضی مواقع تاکید بر بعضی مسایل باعث لوث شدن موضوع و از رونق افتادن آن می گردد و مرور زمان موجب می گردد که اثر اولیه از بین رفته و حتی نتیجه عکس حاصل آید. البته لازم به گفتن نیست که تاکید بر بعضی مسایل هیچگاه کهنه نگردیده و تا ابد باید بر آن پافشاری نمود مانند پافشاری و اصرار بر انجام مناسک دینی و یا حفظ حرمت خاک کشور که نباید یک وجب از آن را با هیچ عوض نمود مانند تاکید همیشگی بر ایرانی بودن سه جزیره خلیج فارس.

 کوتاه سخن آنکه امسال فدراسیون فوتبال امارات نام لیگ فوتبال خود را از لیگ "اتصالات" به لیگ خلیج ع ر ب ی تغییر نام داده است و همگام با این تغییر نام ، صدای اعتراض اهالی فوتبال نیز به آسمان برخاست که در دفاع از نام خلیج فارس خواستار تغییر نام لیگ این شیخ نشین شده اند. تمام ارکان وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال بسیج شده اند تا مانع کوچ ستارگان فوتبال ایران به لیگ امارات شوند و با تمام تلاشی که انجام داده اند نتوانستند مانع قرارداد محمد رضا خلعتبری با تیم عجمان شوند هرچند توانستند مانع انعقاد قرارداد جواد نکونام با تیم شارجه شوند. حال چند سوال به ذهن متبادر می شود که پاسخ به آنها شاید بتواند راه حلی پیش پای ما قرار دهد که با موارد اینچنینی چه کنیم:

1-      مگر نه اینکه در کرانه جنوبی خلیج فارس، خلیجی کوچک مابین امارات و قطر وجود دارد که خلیج عربی نام دارد ما نیز در همه جا نام لیگ امارات را برگرفته از این نام اعلام می نمودیم . توجه بیش از حد به افراد زبون باعث احساس خود بزرگ بینی در افراد عاجز می گردد.

2-      سالهاست لیگ فوتبال ایران با نام لیگ خلیج فارس نامیده می شود پس چرا عنوان می کنید این کار اماراتی ها سیاسی کاری است آنان برای مطرح کردن لیگ خود ونام خود حاضر به انجام هر شامورتی بازی می باشند و دقیقا با توجه زیادی که از این تغییر نام از جانب ایران می شود نام لیگ نیم بندشان در صدر اخبار قرار می گیرد.

3-      اگر سال آینده در حرکتی هماهنگ ، نام لیگ باقی کشورهای حوزه خلیج فارس به نام خلیج ع ر ب ی در آمد آن زمان ما چه می کنیم؟آیا می شود با تمام کشورهای خلیج در زمینه ورزش قطع ارتباط نمود مایی که خیلی از اردوهای ورزشی تیم های کشورمان را در آنجا برگزار می کنیم؟

4-      تا چند سال می توانیم مانع انتقال بازیکنان فوتبال کشورمان به تیم های عربی حوزه خلیج فاس بشویم. امسال همت کردیم و مانع انتقال جواد نکونام شدیم اما در مقابل مبالغ وسوسه کننده تیم های عربی بالاخره چه می کنیم و آیا می توانیم هرکسی که خواست به این تیمها انتقال یابد را راضی به ماندن در تیم های داخلی کنیم؟ و آیا اصلا منطقی است که درآمدزایی در تیمها را از ناحیه انتقال بازیکن مانع شویم.امسال خلعتبری به بهانه بستن قرارداد با عجمان پیش از تغییر نام برای بازی و شما بخوانید برای کسب درآمد بیشتر به آنجا رفته است -که طبق اسناد این جابجایی پس از تغییر نام بوده و نه پیش از آن – و آیا در سال آینده بازیکنان از ارقام نجومی تیم های عربی چشم پوشی می کنند؟ مطمئن باشید تور تیم های عربی از فصل آینده بیشتر برای بازیکنان ایرانی پهن خواهد شد.


ایکاش از کنار این تغییر نام با درایت عبور می کردیم تا مجبور نباشیم در آینده با درد با مسایل مبتلابه بعدی روبرو گردیم.

میلاد کریم اهل بیت مبارک

سلام مجدد

عذر تقصیر پیشگاه دوستان عزیزی که سیاهه های این حقیر را مطالعه و دنبال می کردند و پیگیر باقی مطالب بودند و هستند و بارها چه حضورا و چه از طریق ارسال نظراتشان بنده را شرمنده محبت خود نمودند ( خداوکیلی خودمو خیلی تحویل گرفتم میدونم، شما به بزرگی خودتان تحمل کنید).بنده در این ماهی که گذشت پیگیر موضوعات شرکت جدیدالتاسیسی بودم که با تنی چند از دوستان بنا نهاده شده است و همچنین با پایان یافتن مراحل ساختمان مسکونی درگیر آماده نمودن واحدها جهت اسکان خانواده بودم و بالطبع نتوانستم مطلب جدیدی ارائه نمایم. لیکن ابتدا چند مناسبت گذشته را  تبریک گفته و امیدوارم به جبران چندوقت تنبلی و کاهلی در نوشتن مطلب بتوان حداقل در هفته سه بار این وبگاه را به روز نمایم.در این مدت مطالب زیادی در ذهن به حالت سیال در حال حرکت بودند که حتی تا زمان خواب نیز در ذهنم در حال تکمیل آنها بودم و کم کم ان شاء ا... ارائه خواهم کرد.( البته اگر موضوعات کاری توان پایبندی به قول و فعلها را به بنده بدهد.)


یا علی

قصه ما به سر رسید! (بخش دوم)

داستان یک انتخاب

اصولا نظرسنجی در ایران یعنی کشک چون بیشتر نظرسنجی ها در ایران بیشتر نظرسازی هستند تا نظرسنجی. به همین خاطر به هیچ وجه من الوجوه نمی توان به نظرسنجی های انجام شده در زمینه های مختلف در ایران امیدوار بود زیرا تقریبا در 99% از موارد پایه علمی ندارند و البته درایران آنهایی هم که اصول را رعایت می کنند چون به فاکتوری اساسی در نظرسنجی داخل ایران اهمیت نمی دهند بیشتر زمانها اشتباهی محاسباتی مرتکب شده و ارزش نظرسنجی در ایران را به زیر صفر می برند. برای  نظرسنجی باید فاکتور دیگری نیز لحاظ نمود تغییر نظر مردم در کمترین زمان ممکن و این فاکتور "دوام نظر" باید حتما لحاظ گردد چون خصلت و ذات ایرانی جماعت این است که به سرعت تغییر نظر داده و از نظرش منصرف می گردد.

در نظرسنجی های مختلفی که تا روز قبل از انتخابات اخیر در کشور و از سوی نهادهای مثلا معتبر صورت می گرفت در تمامی موارد آقای قالیباف نفر اول و جایگاه دوم و سوم بین جلیلی و روحانی جابجا می گردید و کمتر کسی حدس می زد که روحانی نه تنها نفر اول انتخابات می شود که در همان دور نخست حائز اکثریت آرا نیز می گردد. اما چه شد کمتر از هشت ساعت تا زمان شروع انتخابات نظرها بسوی روحانی به پرواز در آمده و شکست بزرگ اصولگرایی و گفتمان مقاومت را باعث گردید. با هم به تعدادی از عوامل نگاهی اجمالی بیندازیم.

الف- هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژاد مصادف بود با ادعاهای بزرگ و دادن شعارهای خیالی مبنی بر گسترش عدالت و مبارزه با اسراییل و آمریکا ، قطع نمودن دست چپاولگران و غارتگران بیت المال و دادن اسامی مفسدین بزرگ به قوه قضاییه، درگیر نمودن کشور به مسایلی بی اهمیت برای ایران همچون اثبات عدم هولوکاست و مهم برای بازماندگان جهانی آن ، اتخاذ تدابیر هیجانی در عرصه انرژی اتمی و تقابل با جهان در خصوص این حق ( اعتقادم بر داشتن این حق برای ایران است اما نه با عملکرد رادیکالی و تخاصمی با جهان) ، ادعای داشتن و ارائه راه حل معضلات برای مسایل جهانی در صورتیکه بر اثر سوء تدبیر داخلی اقتصاد در نهایت پاشیده شد، درگیر نمودن ایران با جهان از طریق بی اعتبار خواندن قطعنامه های جهانی ، از بین بردن و برچیدن سازمان برنامه و بودجه با اعتباری پنجاه ساله و ادعای مدیریت منابع مالی از طریق خود ریاست جمهور، بکارگیری عوامل و عناصر کم تجربه و بی تجربه در عالیترین پست های مدیریتی و وزارتی و جابجایی بیشمار وزیران ، اداره کشور با سیستم آزمون و خطا همچون تجمیع و ادغام دانشگاه ایران و تهران و سپس بعد از چند سال مجددا انفصال آنها از هم، انجام حرکات رابین هودی در عرصه اقتصادی کشور  و تهییج چند وقت به چند وقت بازار های مختلف از سکه و ارز تا مسکن، عدم کنترل دخل و خرج کشور و به ناچار تزریق ارز به بازار و پیامد آن افزایش ارز و تمامی کالاهای اساسی کشور، عدم توانایی کنترل بازارهای کالاهای اساسی و تغییر ساعتی و دقیقه ای اجناس در بازار، افتتاح ناقص و چند باره طرحهای کلان کشور و عدم توجه به نظرات کارشناسی کارشناسان خبره در امور مختلف، انجام بزرگترین مفسده اقتصادی کشور در دوران احمدی نژاد و فراری دادن عامل اصلی این فساد از کشور، انجام سفرهای بی هدف و بی مورد هرساله به سازمان ملل که این اواخر به سفر خانوادگی مبدل گردیده بود، ارائه تئوریها و نظرهای خلاف واقع در خصوص افراد مختلف داخلی و خارجی همچون شهید نامیدن هوگو چاوز و یکی از 313 یار بودن ایشان با امام زمان (عج) ، عدم امکان ایجاد شغل و مسکن متناسب با رشد هرم سنی جوانان و افزایش بی حساب و کتاب قیمت زمین و مسکن و سخت گردیدن شرایط ازدواج  و ... که قلم از بیان آنها عاجز مانده است . متاسفانه اکثر این فعالیت ها با نام  امام زمان( عج) انجام می شد و باعث بدبینی عوام به وجود نازنین ایشان گردید. تمامی این عوامل در کنار بداخلاقی های سیاسی اتحمدی نژاد که اوج آن در انتخابات دور قبل بروز نمود همه و همه باعث گردید که مردم از رفتار و گفتار و عملکرد احمدی نژاد و هر آنچه با اوست و از طرفداران او به شمار می روند بیزار گردیده و به دنبال مفری برای خروج از این بن بست هشت ساله باشند.

ب- اما ببینیم دیگر عواملی که کمک نمود تا روحانی منتخب یازدهم مردم گردد چه بود:

 حسن فریدون متولد  سرخه از توابع استان سمنان  که پس از ورود به حوزه علمیه قم و کسوت روحانیت به حسن روحانی تغییر نام یافت دارای دکترای حقوق و سابقه تحصیل در حوزه علمیه قم در حد اجتهاد؛ نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده مردم استان تهران در مجلس خبرگان رهبری و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌باشد. ایشان دارای تحصیلات دانشگاهی و مدارج علمی شامل :


دکتری (Ph.D) حقوق اساسی از دانشگاه کلدونیان گلاسکو  و وکیل پایه یک دادگستری و استاد پژوهشی مرکز تحقیقات استراتژیک می باشند. ایشان سخنوری چیره دست و آشنا به فن بیان می باشند که سخنوری را در محضر اساتیدی چون شیخ محمد شاه‌آبادی (ره) و استاد مطهری و طالقانی و بهشتی فرا گرفته و حتی پیش از انقلاب نیز در محافل عمومی و در حضور اساتیدشان به ایراد خطابه می پرداختند . از بدو تاسیس انقلاب اسلامی ایشان در پست های کلیدی نظام مشغول به کار می گردند حسن روحانی در نخستین اقدام در سال ۱۳۵۸، به ساماندهی ارتش آشفته و پادگان‌های از هم پاشیده پرداخت وی در سال ۱۳۵۹ به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد و در پنج دوره قانونگذاری به مدت بیست سال (از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۷۹) فعالیت نمود. او نایب رئیس اول مجلس (در دوره‌های چهارم و پنجم) و رئیس کمیسیون‌های دفاع (دوره‌های اول و دوم) و سیاست خارجی (دوره‌های چهارم و پنجم) بود. عضویت و ریاست شورای سرپرستی سازمان صدا و سیما از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۲ نیز از دیگر مسئولیت‌های وی در دوران پس از انقلاب بوده است. در دوران جنگ تحمیلی ، روحانی مسئولیت‏‌های متعددی، از جمله عضویت در شورای عالی دفاع  (از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۷)، عضویت درشورای عالی پشتیبانی جنگ  و رئیس کمیسیون اجرائی آن (از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷)، معاونت فرماندهی جنگ (از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴)، ریاست ستاد قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶) و فرماندهی پدافند هوایی کل کشور (از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۰) را برعهده داشت. روحانی یکی از ۳ نفری بود که به نمایندگی از هاشمی رفسنجانی، در گفتگوهای پنهانی با مک فارلین شرکت داشت. روحانی بین سال‌های ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۸ به معاونت جانشین فرماندهی کل قوا منصوب شد بعد از پایان جنگ، حسن روحانی به همراه تعدادی از فرماندهان سپاه و ارتش،نشان درجه دو فتح و در مراسم دیگری در سالروز آزاد سازی خرمشهر، به همراه جمعی دیگر از فرماندهان و مسؤولان پشتیبانی جنگ،نشان درجه یک نصر  را از آیت ا... خامنه ای فرمانده کل قوا، دریافت کرد.


پس از اتمام جنگ ،روحانی پس از بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و تشکیل نهاد شورای عالی امنیت ملی، سمت نمایندگی آیت‌الله خامنه‌ای را در این شورا تاکنون در اختیار داشته و به مدت ۱۶ سال (از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴) در دوره‌های ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده است وی همچنین به مدت ۱۳ سال (از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ و از ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴) مشاور امنیت ملی رئیس جمهور وقت بوده است. با تمامی این تفاصیل حضور پر حجم از روحانی یک مدیر پرکار مسلط ساخته بود و با تکیه بر تجارب هاشمی رفسنجانی او خود را برای حضور در انتخابات یازدهم آماده ساخته و با شعار تدبیر و امید گام به عرصه انتخابات نهاد. او به مدد پشتیبانی هاشمی رفسنجانی و دلگرمی اصلاح طلبان ناراضی از شرایط بسته جامعه در تاریخ ۲۲ فروردین ۹۲، با شعار «دولت تدبیر و امید» در میان هوادارانش رسماً اعلام کاندیداتوری کرد.

اما رقیبان روحانی در این انتخابات چه کسانی بوددند و چه کردند تا روحانی بر اریکه قدرت نشست ...

بقیه داستان به زودی...

قصه ما به سر رسید!

قصه ما به سر رسید!


وقتی پس از هشت سال، بار دیگر خیابانهای تهران دقایقی پس از اعلام نتیجه آرا ریاست جمهوری از خیل جمعیت می ترکد و غریو شادی و پایکوبی ملت در تمامی فضای شهر به آسمان برمی خیزد با خود زمزمه می کنم آری اراده ملت مافوق تمام اراده های فردی افراد و گروههاست و ملت به خواسته خود –البته با تاخیری چهارساله- دست می یابد.دخترکی بر بالای خودرویی کوچک در میدان هفت حوض ایستاده و بیانیه ای شعرگونه را می خواند که در انتهای هر مصرع ملت از خود بیخود شده با شعار یا حسین میرحسین پاسخش می دهند و اینبار نیروی انتظامی تنها نظاره گر ماجراست و آنان نیز شادند .

براستی چه شد که در کمتر از 48 ساعت تمامی اوضاع اینگونه بهم می ریزد و رای اکثریت جامعه از روستایی و شهری به سوی روحانی این شیخ 64 ساله سمنانی پر می کشد و اقبال عموم به سمت او می رود.روحانی در ایام مبارزات انتخاباتی چه کرد چه گفت و دیگران چه کردند و حامیانش چه برای او انجام دادند و در نهایت کدام عامل باعث چرخش توده مردم به سوی او شد از فردا طی دو مقاله پی در پی فرایند انتخاب روحانی را بررسی می نماییم. تا فردا

یا علی

این هشت نفر!

این هشت نفر!

بالاخره نتایج تایید صلاحیت ها اعلام شد و هشت نفر از بین 686 داوطلب ثبت نام شده تایید صلاحیت خود را جهت شروع مبارزات انتخاباتی اخذ کردند. اما شوک بزرگ ، عدم تایید صلاحیت هاشمی رفسنجانی بود. هاشمی که با ثبت نام در دقایق اخر مهلت ثبت نام شور و نشاطی در میان مردم از بابت امید به بهبود اوضاع معیشتی و برقراری ارتباط با دنیای خارج و تعامل سازنده با غرب ایجاد نموده بود و بازار نیز با کاهش دلار و ارز و طلا به این امر روی خوش نشان داده بود و در کل جامعه مایوس و ناامید از اصلاح ایران کورسوی امیدی روشن نموده بود لیکن با رد صلاحیت ایشان به بهانه کهولت سن عملا امید خیلی از افراد نیز به یاس مبدل گشت و جالبتر اینکه در بازار نیز از صبح دیروز که شایعات موثق مبنی بر عدم تایید صلاحیت هاشمی انتشار یافت قیمت طلا نیز به یکباره روند صعودی در پیش گرفت و با بیش از ده هزار تومان در هرگرم ، افزایشی باورنکردنی را ثبت نمود. بهرحال ، اینک هشت نفر باقیماندند و کسانی همچون متکی و زاکانی و شریعتمداری و کواکبیان و واعظ زاده و خیلی های دیگر نتوانستند از الک شورای نگهبان عبور نمایند.

از هشت نفر فعلی سه تن شامل قالیباف و حداد عادل و ولایتی عضو ائتلاف 2+1 می باشند که طبق توافقات بین خودشان پس از یک هفته شرکت در تبلیغات بنا بر آمارهای موجود دو نفرشان به نفع نفر سوم کنار خواهند کشید. در بین هشت نفر اعلامی آقایان غرضی و عارف سابقه وزارت داشته اند آقای غرضی به مدت 16 سال در دو پست وزارت نفت و پست و تلگراف و تلفن در کابینه میرحسین موسوی و هاشمی خدمت کرده است و عارف نیز یک دوره چهارساله وزیر فناوری و اطلاعات (پست و تلگراف و تلفن سابق) دولت خاتمی بوده است. در بین تایید صلاحیت شدگان دو دبیر شورای امنیت ملی آقایان روحانی و جلیلی حضور دارند که اولی خود را در جبهه هاشمی دانسته و دومی سه چهار سالی است که به دبیری شورای امنیت ملی درآمده است و سابقه هیچ کار اجرایی ندارد و اصولا نمی توان عنوان رجل سیاسی را بر او اطلاق نمود. دقیقا شورای نگهبان همان اشتباهی که در سال 84 با اعلام و تایید صلاحیت احمدی نژاد بعنوان یکی از تایید صلاحیت شدگان انتخابات ریاست جمهوری نهم انجام داد اینک با تایید سعید جلیلی انجام داده است زیرا جلیلی صلاحیت معرفی بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری را از نظر اینجانب ندارد. آقای محسن رضایی نیز که با شعار " سنگ مفت گنجشک مفت" در انتخابات شرکت نموده نیز دبیر مجمع تشخیص مصلحت می باشد که هر دوره به امید افزایش مشارکت مردم در انتخابات شرکت می نماید.

در مجموع با معرفی افراد فوق تحرکی انتخاباتی بعید است در جامعه اتفاق بیفتد و ایندوره از انتخابات با رخوت و سردی هرچه تماتر برگزار خواهد شد و این دقیقا خواسته اصولگرایان بوده و آن برگزاری انتخابات با مشارکت حداقلی را بسیار مطلوب تر از انتخابات با هزینه های بالا می دانند. در صورت مشارکت حداقلی حداقل صندلی ریاست جمهوری برای اصولگرایان رزرو شده باقی مانده و برای چهار سال نفسی راحت می کشند البته زمانه نشان داده که همیشه این آرامش با ثبات باقی نمانده و مانند دوره قبل در انتها شهر آشوب می گردد.


حماسه سیاسی با طعم یخ!


حماسه سیاسی با طعم یخ!

امروز نتیجه احراز صلاحیت ها مشخص می شود. شاید اعلام نتایج در شکستن روزهای سرد انتخابات موثر باشد. طی روزهای گذشته فضای انتخابات در اوج حیرت و بهت بوده است. ستادهای انتخاباتی بی رونق. کاندیداها بی میل به نشست های رسانه ای و دانشجوئی. رسانه ها بی خبر. سوال های تکراری خبرنگاران و پاسخ های بدون انگیزه کاندیداها. تحلیل ها تکراری. وعده های ائتلاف در حال گسست. انگار قرار نیست در این مملکت تا بیست روز دیگر انتخاباتی برگزار شود آنقدر که در تنور خاموشی این انتخابات دمیده اند.  راستی اینگونه می خواستند در سالی که با شعار حماسه سیاسی همراه شده است حماسه آفرینی کنند. خداوکیلی به نظر می رسد هیچ اتفاقی قرار نیست تا بیست و چند روز آینده در این مملکت بیفتد و اصلا الان سال دوم بعد از انتخابات می باشد. راستی واقعا می خواهند مردم را از شرکت در انتخابات دلسرد نمایند و انتخاباتی به غایت کم ابهنت که با شرکت قلیل افراد برگزار می شود برگزار کنند و انگاه در بوق و کرنا بدمند که ما انتخابات برگزار کردیم. حداقلش 4 سال قبل و یا هشت سال قبل در چنین تاریخی کل کشور را تب مبارزات و گردهمایی های سیاسی با حضور کاندیداها فرا گرفته بود و نتیجه اش حضور 85 درصدی مردم در انتخابات بود اما الان چه ؟ فکر نمی کنم با این شکل و وضعیت بیش از 30 درصد افراد در انتخابات شرکت نمایند.

همه در انتظار نظر شورای نگهبان. چی کسی تائید می شود؟ هیچ کس اطمینان ندارد. بسیاری از کاندیداهایی که این روزها در معرض عدم احراز صلاحیت قرار گرفتند با سرو صدا و شور و هیجان به صحنه آمده بودند. اما اخباری که از شورای نگهبان می رسید بوی دلهره داشت. چه کسانی می مانند؟ چه کسانی باید انصراف دهند؟ چه کسانی باید بالاجبار به نفع دیگری کنار بکشند؟ اما در این میان خبر ردصلاحیت هاشمی نیز بیشتر فضای رسانه ای را در سکوت برد. آمدن هاشمی بهت ایجاد کرد. رفتنش هم نیز. ردصلاحیت هاشمی هم ماجرای خودش را دارد. برخی معتقدند که برای دوری از خواب آشفته نباید کنار شتر خوابید.
هیچ دوره ای از انتخابات روزهائی چنین سرد و بی رونق را بچشم ندیده است. همه در حیرت اند. انتخابات این دوره حماسه می شود؟ حماسه ساز چه کسی است؟ تا ساعاتی دیگر شاید فضای انتخابات جان دوباره بگیرد و ستادها فعال شوند شاید...

چه کسی می تواند تصور نماید یار غار رهبر کشور و کسی که یکی از بنیانگذاران انقلاب بود رد صلاحیت شود و آیا داستان اینکه انقلاب فرزندان خود را خواهد خورد شامل حال هاشمی نیز می شود و هاشمی آخرین طعمه این انقلاب خواهد بود منتظر می مانیم تا نتایج تایید صلاحیت ها تا ساعاتی دیگر اعلام گردد.

آیا بازار با رد صلاحیت هاشمی واکنش نشان می دهد و دلار بار دیگر سیر صعودی خواهد یافت و آیا امیدها جهت خاتمه تعارضات ایران و غرب به یاس مبدل می گردد.

تمام کسانی که احساس کردند که رد صلاحیت شان قطعی است قبل از اعلام شورای نگهبان به نفع دیگری کنار کشیده است بقول معروف روغن ریخته را نذر امامزاده کردند. لنکرانی نیز به نفع جلیلی کنار کشیده است لنکرانی گل سرسبد علامه مصباح و برگزیده از نظر  ایشان در آسمان و زمین بوده است لیکن بدلیل فعالیت های ابوی گرامیشان پیش از انقلاب در ساواک و اقامت سی و پنج ساله در ینگه دنیا ایشان نیز رد صلاحیت شدند.دیگران از داوود احمدی نژاد تا ابوترابی ورامین مهمان پرست سخنگوی وزارت امور خارجه نیز همچنین. بعضی از این دوستان همچون ابوترابی خود چکیده ائتلاف های چند نفره بودند.

سوال دیگر،آیا با رد صلاحیت مشایی ، رییس جمهور ساکت خواهد نشست و از رای شورای نگهبان تمکین خواهد کرد و یا داعیه اثبات صلاحیت مشایی خواهد گردید و پرسش نهایی و اصلی آیا انتخابات در موعد مشخص برگزار خواهد شد؟


باید بود و دید...