آیا زمان برقراری تماس دوم مابین روحانی و اوباما فرا نرسیده است؟
عرصه سیاست عرصه بده و بستان است و این منافع هر کشور است که اساس دوستی ها و دشمنی های یک کشور با دیگران را مشخص می سازد.هیچ کشوری نه دوست دائمی در عرصه مناسبات سیاسی خود با جهان خارج دارد و نه دشمن دائمی. با این پیش فرض می شد متصور بود که روابط سرد ایران و آمریکا نیز یک روز به پایان خود خواهد رسید. تابوی عدم رابطه با آمریکا پس از 35 سال عاقبت امسال با برقراری تماس تلفنی مابین روحانی و اوباما روسای ایران و آمریکا شکسته شد و باتوجه به لحن مثبت دوطرف امیدواری ها به برقراری رابطه و برطرف شدن مشکلات دوطرف زیاد گردید.البته تندروها در هر دو کشور اعتراض خود را به طرفین مکالمه بیان داشته و حتی فشار خود را گام به گام بیشتر و بیشتر نمودند. مطمئنا این تماس نمی توانست بدون آگاهی و اطلاع مقامات عالی کشور صورت پذیرفته باشد و مواضع ریاست جمهوری نیز همان مواضع رهبری بوده است. به نظر باب گفتگوهای مثبت و سازنده باز شده است. با توجه به چراغ سبزی که رهبری پیش از شروع گفتگو ها به تیم دیپلماسی نشان داده بودند و اصطلاح " نرمش قهرمانانه" را در خصوص این گفتگوها به کار بردند این گفتگوها آغاز گشت.
پس از بازگشت رییس جمهور از سازمان ملل موج حملات جناح مخالف و تندوران داخلی به گفتگوی تلفنی دو رییس جمهور آغاز گردید و با سکوت رهبری هر روز بر وسعت آن افزوده گردید لیکن در آخرین بیانات رهبری در دیدار دانش آموزان و دانشجویان با ایشان ، ایشان بار دیگر از تیم دیپلماسی حمایت نموده و از آغاز مذاکرات- با توجه به بدبینی به طرف غربی- اظهار خشنودی فرموده و نفع آن را بیش از ضرر آن دانستند. به نظر می رسد با حمایت رهبری که باید علی القاعده فصل الخطاب تمام بحث ها در خصوص تیم دیپلماسی و مذاکرات می باشد توپخانه مخالفین فعلا خاموش گردد و حمایت ها بیش از گذشته از مذاکرات و تیم دیپلماسی صورت گیرد و صدایی واحد از تهران به جهان مخابره گردد که تمامی ملت پشتیبان سربازان عرصه دیپلماسی کشور هستند و سخن آنان سخن ملت و رهبری می باشد.
با توجه به این حمایت ، به نظر می رسد با تعامل با رهبری و حفظ اصول، اینک زمانی است که بار دیگر تماس مستقیم با ریاست جمهوری ایالات متحده برقرار گردیده و خطراتی که از جانب غرب و آمریکا، مذاکرات را که در شروع باروری و به نتیجه رسی می باشد تهدید می نماید یادآوری نمود.با توجه به اینکه دفعه قبل اوباما چراغ اول در ارتباط مستقیم و تماس تلفنی را روشن نمود می شود انتظار داشت در پاسخ به آن حرکت اوباما این بار روحانی پیش قدم گردیده و تماس با کاخ سفید را برقرار نماید. بی پرده همگان بخوبی می دانند که کلید حل مشکل برنامه اتمی ایران در دستان آمریکاست و تمام جهان چشم به آمریکا دوخته اند. اینک مذاکرات نیاز به کاتالیزورهایی دارد که باعث گردند اعتماد آسیب دیده دو طرف سریعتر ترمیم گردد و مذاکرات در ریل خود به جریان بیفتد. کاتالیزور طرف ایرانی می تواند ارائه برنامه ای جدید برای برطرف نمودن حساسیت و تردیدهای طرف غربی و باز نمودن دربهای تاسیسات هسته ای بر روی کارشناسان سازمان های بین المللی و ممانعت از پنهان کاری جهت ارائه اطمینان به جامعه بین المللی از بابت صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران می باشد و کاتالیزورها از جانب غرب و بخصوص آمریکا همانا برداشتن تحریم ها ولو بصورت گام به گام در مرحله اول و سپس برقراری رابطه مستقیم و سفارتخانه در دو کشور برای انتقال پیام ها بصورت بلاواسطه می باشد. این مطلب باید حتما از جانب ریاست جمهوری کشورمان که اینک حمایت رهبری و آحاد ملت نیز پشتیبان اوست به اوباما منتقل گردیده تا جدیت کشورمان را از پایان دهی به مشاجرات هسته ای در مذاکرات نشان دهد.
فرصت اندک است و نباید از تک موقعیت هایی که برای گشودن دربهای کشور بر جامعه جهانی گشوده می شود غفلت نمود. تماس مجددو برقراری مکالمه چندباره بین دو رییس جمهوری تداوم خواست و جدیت ملت و دولت ایران جهت برطرف نمودن کدورت ها را به جهان مخابره می نماید و نباید از اندک مخالفت های داخلی هراسید زیرا دست خداوند با جماعت است و این زمان زمانی است که ملت یکپارچه از مذاکرات مستقیم دو کشور حمایت می نمایند.
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر ماخذ نیز بلامانع می باشد.