یا حسین
یا حسین
روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
نیزهها تا جگرش رفت، ولی قولش نه
روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
نیزهها تا جگرش رفت، ولی قولش نه
این چه خورشیدِ غریبی است که با حالِ نزار
پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه
باغبانی است عجب، آن که در آن دشتِ بلا
به خزانی ثمرش رفت، ولی قولش نه!
شیرمردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار
دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!
جان من برخیِ «آن مرد» که در شط فرات
تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه!
هر طرف مینگری نامِ حسین است و حسین
ای دمش گرم! سرش رفت، ولی قولش نه!

پی نوشت: قسمت نبود عاشورای امسال در کربلا باشم ولی شاید تا اربغین مقدمات فراهم شد.
التماس دعا
پی نوشت: قسمت نبود عاشورای امسال در کربلا باشم ولی شاید تا اربغین مقدمات فراهم شد.
التماس دعا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت 14:24 توسط ذکریا خطیر
|
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر ماخذ نیز بلامانع می باشد.