اول- خالد مشعل رییس دفتر سیاسی جنبش حماس پس از دوسال بار دیگر عزم سفر به ایران کرده است. عملا پس از انقلابهای عربی که در چندین کشور عربی به راه افتاد و تا حدودی جنبش اخوان المسلمین که حماس نیز جزیی از آنها به شمار می رود بر مسند امور این کشورها قرار گرفت حماس کم کم از ارتباط با ایران پا پس کشید و در دامن کشورهای منطقه قرار گرفت تا جاییکه دفتر خود را به قطر انتقال داده و با سران مصر و ترکیه پالوده می خورند. رهبران حماس از اسماعیل هنیه تا خالد مشعل به سبب همان ذات فلسطینی بودن خود که خیانت در خون آنان جاری است تمام کمک ها و حمایت های ایران و سوریه را در تمام سالهای گذشته و در جنگهای 33 روزه و 8 روزه فراموش کرده و خود را نه در محور تهران می دانند و نه در محور سوریه بلکه خود را متعلق به آزادیخواهان کشورهای عربی می دانند و با این استدلال به صف مخالفان حکومت سوریه می پیوندند و در جبهه مخالف ارتش سوریه به مبارزه با آنان می پردازند. همین جناب خالد مشعل که بارها در ایران به محضر رهبری رسیده و ابراز ارادتهای سوزناک شان نقل محافل عام و خاص بود پس از گردش ترکیه به سمت اخوان المسلمین شتابان به استانبول رفته و به دست بوسی اردوغان پرداخته و ایشان را یگانه رهبر واقعی جهان اسلام اعلام می دارند.

آخرین بار دو سال پیش ، مشعل به ایران آمد و به مانند همیشه، مورد استقبال گرم مقامات ایرانی قرار گرفت، اما آنچه او در این دو سال کرد و آنچه گفت، مصداق بارز نمک خوردن و نمکدان شکستن بود؛ امری نکوهیده و ناپسند که خود او در ‌این دو سال بهتر از همه، میزان این ناسپاسی را می‌داند.

خالد مشعل پس از سرنگونی محمد مرسی تاکنون حرفی نزده است. او در دوحه و در ویلایی که سران قطر به او داده‌اند زندگی می‌کند و دلداری‌های نخست‌وزیر خودخواه ترکیه هم نتوانسته او را از کنج عزلت بیرون بیاورد. مشعل که چند سال پیش در دانشگاه تهران به طور ضمنی از حمله ایران به رژیم صهیونیستی انتقاد کرده ‌و از ایرانی‌ها خواسته بود تا اسرائیل را بر سر فلسطینی‌ها خراب نکنند پس از آن همه خرابکاری در سوریه و وارد کردن اعضای حماس و گردان‌های قسام به درگیر‌ی‌های این کشور، اکنون که بوی شکست به مشامش رسیده، مسیر بادبان را عوض کرده و می‌خواهد با‌‌ همان زبان پر از تملقش به تهران بیاید که گذشته‌ها گذشته است و روابط تهران ـ غزه دوباره باید تجدید شود و آنچه روی داده، ‌یک سوء‌تفاهم بوده است!مشعل در حالی راهی تهران می‌شود که هنوز تیپ احفاد الرسول که با پول قطری‌ها و عضویت اعضای حماس تشکیل شد در سوریه در حال نبرد با ارتش و ملت سوریه است.

در هرصورت مقامات کشورمان باید آنچنان که در خور خالد مشعل و اعضای کادر رهبری این جنبش ورشکسته سیاسی است با آنان برخورد نموده و شرط اصلی ارتباط با این جنبش را برکناری خالد مشعل و اسماعیل هنیه از کادر رهبری حماس بدانند.

در نهایت باید گفت مشکلات اقتصادی ما آنچنان زیاد است که دلاری باقی نمی ماند که هزینه خوشگذرانی های عناصر فاسد و دوروی حماس گردد و باید ضرب شست جمهوری اسلامی را اعضای حماس بچشند تا همه بدانند مصالح عمومی جمهوری اسلامی قابل مصالحه و بازی نمی باشد.

دوم- به نظر می رسد داستان یارانه های دولتی به انتهای داستان خود نزدیک می شود و کفگیر دولت به ته دیگ خالی بانک مرکزی خورده است و باید از همین حالا زمزمه های شمارش معکوس کنار گذاشتن این طرح را شنید. پس از بررسی طرح کنار گذاشتن سه دهک از یارانه بگیران ف بار دیگر طرحی دیگر در دست بررسی است که امکان سه ماه کردن پرداخت یارانه ها را در دست بررسی دارد. سیاست های کلان اقتصادی کشور که در بازهای پنج ساله و بیست ساله و پنجاه ساله تدوین می شوند اکنون با فشارهای وارده از جانب تحریم به نظر می رسد که دچار تلاطم گردیده ومورد بازنگری قرار می گیرند.به نظر این حقیر اگر یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری در دوران تبلیغات انتخابات فقط به این نکته اشاره می کرد که خواهان برچیدن بساط یارانه ها در عوض برگرداندن قیمتها به دوران قبل از یارانه ها بود موفقیت قابل توجهی در انتخابات به دست می آورد.حال باید دید مردمی که به دریافت یارانه عادت کرده بودند با داستان کنار نهادن یارانه چگونه کنار می آیند و چه می کنند.