شعار مدیریتی یا مدیریت شعاری

شعار مدیریتی یا مدیریت شعاری:

۱- امروز ۲۷/۱۰/۸۸ از اخبار شنیدم که میزبانی مسابقات همبستگی کشورهای اسلامی از ایران گرفته شده و آقای افشارزاده که دبیرکل کمیته ملی المپیک کشورمان می باشد با سرافکندگی تمام از عربستان از طریق تلفن این خبر را اعلام می کند و می گوید که اینها تبانی کردند و تمام کشورها را علیه ما بسیج کردند و چه وچه و ما از این اقدام اینها در کاس(شورای حل اختلاف جهانی ورزش) شکایت می کنیم.

 

ادامه نوشته

خواسته مان از يك فيلم يا سريال چيست؟

پر كردن اوقات فراغتمان (كه چقدر ما زياد داريم- راستي چرا ؟)، احساس لذت از تماشاي آن از نظر ارضاي حس بينايي، شنوايي و احترام به درك و فهم و شعور بيننده- كه چقدر در محصولات فرهنگي كشورمان اين شعور بيننده  نه تنها به هيچ انگاشته مي شود كه به آن توهين هم مي شود وسعي در تحميق آن دارند- شايد مهمترين دلايل تماشاي محصولات فرهنگي و در اينجا سريال هاي تلويزيوني باشد.

ادامه نوشته

خود را ندیدن!

امروز ۲۵/۱۰/۸۸ تو گشتی که در یکی از وبلاگ ها می زدم به مطلب جالبی برخوردم که به نظرم جالب آمد.

مطلبی با عنوان ابتدا به خودتان نگاهی بیندازید:

مردي متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوايي اش کم شده است...

به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولي نمي دانست اين موضوع را چگونه با او درميان بگذارد. به اين خاطر نزد دکتر خانوادگي شان رفت و مشکل را با او درميان گذاشت.

دکتر گفت:

براي اينکه بتواني دقيقتر به من بگويي که ميزان ناشنوايي همسرت چقدر است، آزمايش ساده اي وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو...
«ابتدا در فاصله 4 متري او بايست و با صداي معمولي ، مطلبي را به او بگو. اگر نشنيد، همين کار را در فاصله 3 متري تکرار کن. بعد در 2 متري و به همين ترتيب تا بالاخره جواب بدهد.»
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق پذيرايي نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صداي معمولي از همسرش پرسيد:
«عزيزم ، شام چي داريم؟» جوابي نشنيد بعد بلند شد و يک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسيد و باز هم جوابي نشنيد. بازهم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابي نشنيد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: «عزيزم شام چي داريم؟» و همسرش گفت:
«مگه کري؟!» براي چهارمين بار ميگم: «خوراک مرغ»! حقيقت به همين سادگي و صراحت است.
مشکل، ممکن است آن طور که ما هميشه فکر ميکنيم در ديگران نباشد؛ شايد در خودمان باشد

سلام

خیلی وقت بود که دوست داشتم در فضای مجازی دل نوشته های خود در مورد موضوعات مختلف را ثبت کنم.

از امروز آمده ام که بمانم.امروز ۲۵ دیماه ۸۸ باب نوینی در صفحات زندگی برویم گشوده گشت.

علاقمندم دوستان نیز در خصوص مطالب نظرات خودشان را برایم ارسال نمایند.

 

دوستدار همه شما-آرش خطیر