۱- امروز ۲۷/۱۰/۸۸ از اخبار شنیدم که میزبانی مسابقات همبستگی کشورهای اسلامی از ایران گرفته شده و آقای افشارزاده که دبیرکل کمیته ملی المپیک کشورمان می باشد با سرافکندگی تمام از عربستان از طریق تلفن این خبر را اعلام می کند و می گوید که اینها تبانی کردند و تمام کشورها را علیه ما بسیج کردند و چه وچه و ما از این اقدام اینها در کاس(شورای حل اختلاف جهانی ورزش) شکایت می کنیم.

۲- در دلم به حرف این مردک اصفهانی که فقط حرص جایگاه و مقام را با این سنش می زد و حالا عاجزانه در حال سفسطه بود ودنبال مقصر می گشت خنده تلخی کردم.براستی در این مورد چه کسی مقصر است؟ دوستان قبلی در سازمان تربیت بدنی  در ابتدای ورودشان به سازمان در سال ۸۴ ادعای شق القمر کردن در ورزش را داشتند و ادعای میزبانی بازیهای آسیایی و جهانی را در سر می پروراندند پس چه شد که پس از چهارسال همان میزبانی که در دوره قبلتر مدیران سازمان بدست آمده بود را هم از دست دادند. متاسفانه مدیریت شعار که در بسیاری از ارکان مملکت و مدیران رسوخ کرده نتایج اسفبار خود را پس از مدتی نشان می دهد و سیه روی شود هر که در او غش باشد.

۳- من به عنوان یک ایرانی باشنیدن نام خلیج همیشگی فارس در پوست خود نمی گنجم و این نام برای من غرور آفرین است. با اینحال آیا لازم بود که ما در طراحی آرم مسابقات و مدال ها از نام زیبای خلیج فارس استفاده کنیم. این مسابقات در سطح کشورهای حوزه خلیج فارس که برگزار نمی شود ومقیاس آن همه کشورهایی که رسما اسلام را به عنوان دین اول خود پذیرفته اند ویا تعداد زیادی مسلمان در خود جای داده اند برگزار می شد و این شامل گستره ای به بزرگی کشورهای در حوزه  اقیانوس آرام تا آمریکای جنوبی می شود. آیا براستی تاکید با توجه به غرور ملی مان بر روی این عنوان با توجه به  فراگیری این مسابقات درست بوده و آیا نمی شد با برگزاری مسابقات و در خلال آن به اهداف  فرهنگی ، سیاسی و ورزشی مان برسیم. آیا نمی شد از این فرصت به نحو احسن استفاده می کردیم بر تجربیات خودمان در برگزاری این سطح بالا از مسابقات می افزودیم. براستی مغز متفکر در پس این مسابقات چه کسانی هستند.

۴- سالهاست شعارهای عالی در خصوص پیشرفت و ترقی مدیریت ورزشی سر داده ایم لیکن حتی نتوانسته ایم به صورت عملی این روند را نشان دهیم.آری با شعار نمی توان جلو رفت و باید قبل از آن پایه های مدیریتی خویش را درست استوار نماییم به داشته های خود به چشم واقعی بنگریم و بنا بر نخبه کشی و فراری دادن افراد توانمند از اطراف خود و پر نمودن آن با عناصری سست ریشه بپرهیزیم تا اینگونه پس از ماهها تاخیر اندازی مسابقات به دلایل مختلف سنگ روی یخ نگردیده و بتوانیم از آرمانهای انقلاب و میهن مان در سطح جهان دفاع نماییم. با مدیریت شعاری سالها باید درجا زنیم و همواره خجلت زده مردم خود و دیگران گردیم.باید از مدیرانی که تمامی مناصب را از آن خود می دانستند و ادعای عهده داری فدراسیونهای بزرگ با ۲۰% وقت خود را داشتند و اکنون نیز بر بالاترین منصب کمیته ملی المپیک تکیه زدند پرسید چه شد که برگشت خوردیم و نتوانستیم؟

۵- نمره منفی دیگری در کارنامه عملکرد سازمان تربیت بدنی، کمیته ملی المپیک و دولت ثبت گردید.باید چشم ها را شست و جور دیگر باید دید. اگر می بینیم که کشورهای کوچک و بزرگ  از قطر خودمان در خلیج فارس تا کشورهای غربی همواره آمادگی برگزاری عالی ترین سطح مسابقات قاره ای و جهانی را دارا می باشند اتفاقی و با مدیریت شعار حاصل نگردیده بلکه با سالها برنامه ریزی و تفکر و به خصوص تجربه در برگزاری سطوح پایینتر مسابقات  در پشت این خواسته در خود اراده اعلام می بینند.

آری جز افسوس و کسب تجربه از این اتفاق کاری نمی توانیم بکنیم. باشد تا در زمانی دیگر و با مدیرانی واقع بین تر به اهداف مان که همانا سربلندی ایران عزیزمان می باشد برسیم.

آرش خطیر- نیمه شب ۲۸/۱۰/۸۸