مالیات برارزش افزوده یا ارزش افزوده مالیات؟
مالیات برارزش افزوده یا ارزش افزوده مالیات؟
چند صباحي است كه بار ديگر بازار طلا و جواهر رويه اعتصاب را جهت رسيدن به خواسته شان در خصوص وضع قانون ماليات بر افزوده در پيش گرفته اند ذكر مطالبي چند در اين خصوص خالي از لطف نمي باشد:
1- حقيقتامالياتهايي كه از صنف بنكداران طلا در بازار بزرگ طلاي تهران و چهار پاساژ معروف فروردين،ارديبهشت،حكيم هاشمي ومكاره اخذ ميشود بسيار بسيار ناچيز بوده وگاهي اخذ اين ماليات بسيار ناچيز موجب سوء تفاهم خود بنكداران و همكاران ديگر ميگردد. هرچه متراژ مغازه ها و درآمد بيشتر مي گردد با كمال تعجب ماليات پرداختي كمتر ميباشد البته اين مورد در خصوص خرده فروشان سطح شهر وك شور صحيح نمي باشد واين دوستان ماليات بيشتر از درآمد نيز گاها پرداخت مي نمايند . (اخطار فرهنگستان زبان فارسي : گاها ازنظر لغوي غلط بوده وازكلمه گاهي بايد استفاده نمود)
2- باتوجه به مشاهدات اين حقيردر دو سه سال اخير حجم قاچاق مصنوعات طلا بسيار كمتر ازقبل گرديده والبته قاچاقچيان با داشتن اسكله هاي خصوصي! وآشكار و حمايت بعضي از ارگانهاي خاص!!! همچنان به ورود اين مصنوعات ادامه مي دهند ولي با توجه به دوران فترت اقتصاد جهاني اين ركود شامل كشور ما نيز گرديده و حجم ورود بسيار كم گرديده است.
3- در كشور ما معمولا بيشترين سود از مصنوعات طلا را ابتدا بنکداران و ویزیتورهای پخش طلای ساخته و سپس خرده فروشان كه در ايستگاه ماقبل مصرف كننده قرار دارند برده وعملا صنف توليدكننده ضعيف ترين و محتاج ترين عامل انساني اين سيكل مي باشد. توليدكنندگان خرد كه معمولا از نظر مالي بسيار ضعيف مي باشند محصول توليدي خود را به جهت تامين هزينه هاي كارگاه و پرداخت حقوق كارگران خود به ثمن بخس به بنكدار عرضه نموده واين بنكداران شريف صنف طلا ميباشند كه با استثمار اين دسته از كارگران عملا برده كشي نوين و متجدد را ايجاد نموده اند . بارها مشاهده نموده ام كه كاري باقيمت بسيار ناچيز گرمي 300 تومان از كارگر اخذ گرديده و با قيمت 1200 تا 1500 تومان به خرده فروشان عرضه ميگردد كه اين خود سود عظيم شاغلين صنف فروشندگان طلا را نشان ميدهد.
4- به نظر ميرسد كه با اجراي قانون ماليات برارزش افزوده به ميزان 3% عاقبت دود اين قانون به چشم خريداران ( همان هايي كه بعضي ازآنها درستون نظرات خوانندگان روزنامه ها اعلام مي كردند حق مان را ازاين گردنكشان قانون بگيريد) خواهد رفت وبه قول رابرت كيوساكي نويسنده كتاب پدر پولدار و پدر بي پول قانون توسط ثروتمندان و براي آنها نوشته مي شود وهيچگاه قانوني وضع نشده كه از حق مظلومان دفاع نمايد انشاءا... خواهيم بود و خواهيم ديد كه چگونه عاقبت اين صنف طلافروشان مي باشند كه پيروز اين ميدان خواهند بود هرچند به ظاهر تعهدات دولت را بپذيرند ولي با تغيير قوانين فروش باز آنانند كه بر گرده خريداران خواهند نشست.
5- البته با وضع قانون مالیات بر ارزش افزوده احتمالا و تاکید می کنم احتمال دارد کمی از معاملات طلا در سطوح بالا شفاف گردد ولی در سطح خرده فروشی بسیار راحت می توان قانون را دور زد. شنیده ام که اتحادیه متولی چاپ فاکتور برای طلافروشان هر شهر گردیده البته این خوب است ولی آیا امکان تقلب وجود ندارد؟ آیا نمی توان فاکتوری دیگر به مانند فاکتورهای اتحادیه و با همان شماره ها چاپ و از آنها استفاده نمود؟ البته مایه شرم است که راههای دور زدن قوانین را آموزش می دهم ولی حقیقتی عریان در جامعه ایرانی است چون ما ابزارهای برخورد سفت و سخت را ساماندهی نکرده ایم.
6- سوال دیگری که به ذهن متبادر می شود این است با پرداخت مالیات بر ارزش افزوده قرار است چه خدماتی از جانب دولت به صنوف مختلف ارائه شود و اگر صنوف را هم در نظر نگیریم قرار است به مردم که در واقع سیبل نهایی و مهمترین حلقه این زنجیره می باشند ارائه شود؟ متاسفانه هیچگونه پاسخی به این سوال از جانب دولت داده نمی شود و این بر ابهام بیشتر می افزاید.
امیدوارم با شفافیت بیشتر و همچنین درک موضوع مالیات بر ارزش افزوده از جانب صنوف مختلف خدمات واقعی را به ملت ارائه دهیم.
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر ماخذ نیز بلامانع می باشد.