سفرنامه حجاز (قسمت دوم)

پس از یک هفته اقامت در مدینه که به سرعت برایمان سپری شد لباس شخصی مان را فروافکندیم و پس از پاکی جسممان لباس احرام برتن کردیم. لحظه ای بسیار زیباست زمانیکه جسم مان را از البسه دوخته خالی می نماییم و با پارچه یا حوله سفیدی بدنمان را می پوشانیم لذت زیارت خانه خدا و اشتیاق دیدار آن در وجودمان الو گرفته بود. با مدینه و حرم پیامبر و قبرستان بقیع خداحافظی می نماییم و از خداوند تبارک می خواهیم که بار دیگر نیز توفیق زیارت قبر پیامبرش را برایمان فراهم آورد.

به مسجد شجره می رویم تا محرم شویم و نیت احرام را بر زبان جاری سازیم. مسجد شجره در خارج شهر مدینه و اولین مکانی است که بعد از خروج از مدینه و رفتن به مکه، حجاج باید محرم گردیده و تا پایان مناسک حج عمره مفرده حق انجام بیست عمل را ندارند. کل آن بیست مورد در خاطرم نیست ولی تعدادی از این اعمال ممنوعه عبارتند از : استفاده از تیغ ، دیدن خود در آینه، جماع با همسر- همسر انسان تا پایان مناسک حج بر انسان نامحرم می گردد- کشتن جانداران زنده حتی پشه، کندن گیاهان و ... و معمولا نهایتا این زمان کمتر از بیست و چهار ساعت زمان طول می کشد.

مسجد شجره

 از مسجد شجره و مدینه تا مکه با اتوبوسهایی که در اجاره کاروانهای ایرانی است حدودا 6 ساعت طول می کشد و معمولا از ساعت 5 و 6 عصر اتوبوسها به سمت مکه به راه می افتند. فاصله مدینه تا مکه کمی بیش از  600 کیلومتر می باشد. در اتوبوس با آب معدنی و  نوشابه و میوه و همچنین یک وعده شام از ما پذیرایی گردید. از نکات جالب سفر ما به مکه حضور فردی بود بنام... که در کنار صندلی من و دخترم – در اتوبوس چیدمان نفرات به این صورت بود که زنان در انتهای اتوبوس و آقایان در صندلی های جلوی اتوبوس نشسته بودند و دخترم ترجیح می داد که در کنار من و پسرعموهایم باشد-و کنار یکی از پسرعموهایم بود که حدودا 50 سال سن داشت و خیلی صورت و ظاهری مرتب داشت و بسیار خوش مشرب بود و تا بحال 13 بار به سفر عمره مشرف شده بود و از بازاریان صنف لوازم خانگی در بازارامین حضور بود .از مدینه با شوخی های او سر کردیم. ایشان یک رادیوی دوموج کوچکی داشت که برروی رادیو فردا تنظیم نموده بود و تا میانه های راه با آهنگهای منصور و هایده و آصف و... تمام حس و حال معنوی ما و همراهانمون دود شد رفت هوا با اعتراض مسافران ایشان صدای رادیو را کم نمود و در ادامه از هدفون استفاده نمود. چندین داستان از سفرهایش به هند و مالزی و اروپا برایمان تعریف نمود و کمی از طول مسیر را کم نمود.

دختر نازم- یاسمین

با ورود به شهر مکه ، تفاوت های شهرهای عربستان کاملا لمس می گردد. مکه شهر بسیار لوکسی است که دارای فروشگاههای بزرگ لوازم و پوشاک و سالنهای بزرگ پذیرایی و فست فودهای بزرگ می باشد که اثری از آنها در مدینه دیده نمی شود. ساعت 12:30 بعد نیمه شب به هتلمان در مکه رسیدیم تنها فرصت نمودیم که اثاثمان را که قبل از ما با اتوبوسی دیگر به هتل رسیده بود را به اتاق هایمان منتقل نموده و بعد از دست و صورتی به آب سپردن به لابی هتل برگشتیم و با اتوبوس های حجاج ایرانی عازم مسجدالحرام گردیدیم. مکه شهری است کوهستانی که کوهها در شهر واقع گشته اند و شهر در اطراف کوهها بسط یافته است. بدلیل کمبود جا دولت عربستان دست به نابود نمودن کوهها نموده است و مته های غول پیکر سنگ تراشی در حال سوراخ نمودن و خرد کردن دیواره تخته سنگ های بزرگ می باشد. بدلیل محصور بودن مسجدالحرام و کعبه بین کوهها امکان اسکان زایران کشورمان در اطراف مسجدالحرام وجود ندارد به همین خاطر حجاج ایرانی را در 4 گروه در هتلهای دورتر مستقر نموده بودند که با 4 خط اتوبوسرانی بطور شبانه روزی مسافران را جابجا نموده اند. ما با خط شماره 2 تردد می کردیم.حیاط بیرونی مسجدالحرام در کنار کوه ابوقبیس قرار دارد که کاخی زیبایی بر بالای آن از خاندان آل سعودخودنمایی می کند.  به سمت مسجدالحرام به راه می افتیم به یکباره سفارش تمامی دوستان و آشنایان که در آخرین لحظه التماس دعا داشته اند به خاطرت خطور می کند مسئول کاروان در حال صحبت در خصوص چگونگی رویت کعبه است می گویند کسی که اول بار چشمش به کعبه می افتد دعایش مورد استجابت واقع می شود خدایا کدامین دعا را برزبان آورم از تو چه بخواهم که لیاقت این دقایق را داشته باشد و بعدها دچار سرخوردگی در خصوص دعایم نشوم چندین دعا لحظاتی از جلوی چشمانم رژه می روند سلامتی خود و خانواده ام، موفقیت و پیشرفت در کارهایم، فراخی روزی ام یا سلامتی پدر و مادرم و یا همه باهم . از درب مروه وارد حیاط مسجدالحرام خواهیم شد. کفشهایمان را در ابتدای مسیری که به دالانی که بین صفا و مروه کشیده اند  درمی آوریم  قبلا فضای دو کوه صفا و مروه باز بود ولی الان دیگر سرپوشیده و بعلت ازدحام جمعیت چند طبقه گردیده است.

 

صفا و مروه

خیل جمعیتی که در راهروی صفا و مروه در حال حرکت هستند آدم را به خود می گیرد. عده ای در حال هروله( راه رفتن بصورت دویدن) می باشند چراغهای سبز در انتهای سالن آغاز و پایان موقعیت هروله را مشخص می کنند. دالانی در وسط راهرو با نرده جدا شده است که مختص افرادی است که با ویلچر جابجا می شوند.حجاج باید فاصله بین صفا و مروه را هفت بار به تاسی از حرکت هاجر(س) همسر ابراهیم خلیل (ع) در جستجوی آب برای طفل خویش – اسماعیل(ع)- بپیمایند. از درب مروه وارد حیاط مسجد می شویم سرهایمان به دستور مدیر کاروان پایین است تا پس از سجده بر آستان باریتعالی هنگامی که از سجده شکرش سر برمی آوریم کعبه را بنگریم کعبه ای که تنها نگاه بر او نیز ثوابی در نامه اعمالمان ثبت می نماید. با دیدن کعبه ، قطرات اشکی بر دیدگانمان می روید و دعای ظهور حضرت حجت به عنوان اولین دعا بر لبانمان جاری می شود. سلامتی خود و خانواده ام و پدر و مادر و دوستان و اقوام نیز یک به یک درخواست های بعدی ام می باشد.

کعبه و مسجدالحرام

 دخترکم در آغوشم می باشد مناسک عمره را با طواف هفتگانه  اول به دور خانه خدا و با ذکر دعاهای مربوط به طواف که توسط آخوند بیحال و مسئولین کاروان گفته می شد انجام دادیم. طواف مابین کعبه و مقام ابراهیم برای ما شیعیان انجام می شود. نماز طواف را پشت مقام ابراهیم می خوانیم  مقام ابراهیم جایگاهی است که اثر پای حضرت ابراهیم بر روی سنگی که ایشان در زمان ساخت کعبه بر روی آن ایستاده می باشد که در محفظه ای شیشه ای در ضلعی از خانه خدا قرار دارد که درب خانه به همان سمت باز می شود و به سمت باب المروه مسجدالحرام می باشد.

 

مقام ابراهیم (ع)

 ابواب چهارگانه مسجدالحرام عبارتند از باب المروه ، باب عبدالعزیز، باب یمانی و آخری را فراموش کردم. به سمت صفا و مروه می رویم تا سعی صفا و مروه که شامل طی کردن مسیری بطول تقریب 350 متر در هفت دور می باشد که هر دور اذکار مختص خود را دارد. بار دیگر دخترم در آغوش من است و مسیر را هروله کنان می پیمایم در یکی از دورها ذکر آن دور را می خوانم و همسفرانم تکرار می کنند. در پایان دور هفتم اعمال تقصیر را انجام می دهیم اعمال تقصیر عبارتند از کوتاه کردن ناخن و موی سر که این عمل در حج تمتع برای حاجیان کوتاه کردن تمام موی سر و در حج عمره کوتاهی قسمت کمی از موی سر می باشد.

به حیاط مسجد الحرام برمی گردیم تا طواف نساء را انجام دهیم تمام این اعمال پشت سرهم انجام می شود. هفت دور طواف نساء را نیز انجام می دهیم دخترکم به من چسبیده و در آغوش هیچکدام از اقوام و حتی همسرم نمی رود کم کم آثار خستگی و از پا درآمدگی در کاروان و همسفرانم مشهود می شود ولی نمی دانم چرا من اصلا خستگی در خودم احساس نمی کنم پس از طواف نساء بلافاصله نماز نساء را در پشت مقام ابراهیم بجا می آوریم . انرژی در اطرافیانم دیده نمی شود. ساعت حدود 4 صبح است و زمانی تا نماز صبح باقی نمانده است. در گوشه ای می نشینیم و انجام مناسک باقی حجاج را می نگرم و چشم از کعبه بر نمی دارم. مجذوب عظمت کعبه شده ام.

 ارتفاع دیواره کعبه تقربا 10 متر و تقریبا برابر با ارتفاع یک ساختمان 3 طبقه می باشد که با پرده ای بلند پوشیده شده است در پرده سیاه خانه خدا به میزان 170 کیلو طلا زری بافی شده است که اگر فرصت شد بازدیدی که از کارخانه بافت این پرده در مکه داشتیم را برایتان بازگو می کنم. درب بزرگ چوبی نیز در ضلع جنوبی( در صورتیکه باب المروه را ضلع جنوبی  فرض بدانیم)  قرار دارد که دو و نیم متری از سطح زمین فاصله دارد و با پرده ای که تماما با آیات قران و نامهای خداوند زری بافی شده پوشیده شده است.قفلی قدیمی و بزرگی بر درب نهاده شده است.

درب خانه خدا

 در تقاطع ضلع جنوبی و غربی خانه خدا حجرالاسود که سنگی سیاه است- که روایت است که سنگی است که همراه حضرت آدم از بهشت به زمین آورده شده است- قرارداردومی گویند بوسیدن و دست زدن این سنگ ثواب زیادی دارد  و شروع طواف از مقابل حجرالسود باید آغاز گردد و بر روی پرده با چهار دایره که نامهای خدا چون یا منان و یا حنان و یا حی یا قیوم و نامی دیگر مشخص شده است . در زمان نماز هیچکس حق ندارد سنگ حجر السود را ببوسد.

 

حجر الاسود

در ضلع شرقی دیوار کعبه – با فرض گفته شده- نیم دایره ای سنگی قراردارد که جایگاه حجر اسماعیل است که مدفن هفتاد پیامبر الهی است و نماز مستحبی در این مکان سفارش شده است البته در زمان نمازهای یومیه هیچکس را در این جایگاه اجازه ورود نمی دهند. ناودون سقف کعبه- که می گویند از طلاست- نیز در بالای همین حجر اسماعیل قرار دارد که محل خروج آب باران  می باشد. خانه خدا در موضعی بسیار پست- از نظر ارتفاع- در سطح زمین قرار گرفته است و کوهها دورادور آن را احاطه کرده اند.ساختمان مسجدالحرام دور تا دور حیاط کعبه در 3 طبقه بنا شده است که با هزاران پنکه هوا تهویه می شود. لوسترهای بزرگی نیز بر سقوف مسجدالحرام کار شده است. مناره های سفید بیشماری در 4 سوی مسجدالحرام قرار دارند که علامت هلال ماه بر بالای آن خودنمایی می کنند.

هتل سازی حتی تا کنار مسجدالحرام نیز گسترش یافته است هتلهای بسیار بلند مرتبه بصورتیکه تماما به کعبه اشراف دارند در ضلع شرقی خانه خدا- با فرض بالا- ساخته شده است. یک مجموعه هتل سه قلو که به گمانم بالای 60 طبقه دارند در این ضلع مسجدالحرام در حال ساخت می باشند.

هتل های اطراف مسجدالحرام

سنگ های کف حیاط کعبه از سرامیک و سنگ ساختمانی سفیدی است که تلالو نور خورشید در روز امکان دید آن را از آدم می گیرد. در ضلع جنوبی حیاط کعبه و در کنار باب المروه آبخوری چاه زمزم قرار دارد. مکان چاه زمزم قبلا در زیر حیاط کعبه و در همین ضلع قرار داشت و حجاج برای نوشیدن و وضو گرفتن از پله ها پایین رفته و آب می نوشیدند ولی هماینک آب چاه را لوله کشی نموده و به سطح آورده اند و در گوشه حیاط جنوبی واقع شده است. ظروف و کلمن های بزرگ آب سرد و گرم آب زمزم نیز در جا جای مسجد و راهروها چه در مدینه و چه در مکه وجود دارد که هرساعت نیز آب این کلمن ها را تعویض می کنند.

حوالی ساعت 4 صبح صدای موذن مسجدالحرام بلند می شود و این یعنی اینکه تا ده دقیقه دیگر نماز صبح برپا خواهد شد جمعیت عظیمی به یکباره وارد مسجدالحرام می شوند و تمام حیاط مسجد پر از آدم می شود و حجاجی که هنوز مناسک خود را به پایان نرسانده اند با شروع نماز بر سرجای خود باقی می مانند تا نماز بجای آرند و حرکت دوار و پروانه وار بدور کعبه با شروع نماز متوقف می شود.

پیش نماز مان شیخی است بسیار خوش صدا که در زمان تلاوت سوره پس از حمد رکعت ها- که هربار فرق می کرد و معمولا از سور بلند قرآن نیز می باشد- روح مرا از زمین جدا می نمود و به آسمانها می کشاند. صدایش بسیار آسمانی است و سوزی در صوتش نهفته است. بعد از نماز به سمت هتل مان به راه می افتیم و با گرفتن ساعت صبحانه به تخت پناه می بریم امیدی نیست که برای صبحانه بلند شویم و اولین روزمان در مکه شروع می شود...

 پایان قسمت دوم